شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٢ - ٨٤٢٨ من غلب عليه اللهو بطل جده
هر كه يقين كند بآخرت اعراض كند از دنيا، يعنى از حرص در آن و طلب زياده بر قدر كفاف آن.
٨٤٢٢ من أيقن بما يبقى زهد فيما يفنى.
هر كه يقين كند به آن چه باقى مىماند بىرغبت گردد از آنچه فانى مىشود، اين نيز مضمون فقره سابقست با اشاره بدليل آن كه فانى شدن دنيا باشد و پايندگى آخرت.
٨٤٢٣ من توكل على الله كفى و استغنى.
هر كه توكل كند بر خدا كارگزارى كرده شود و بىنياز گردد.
٨٤٢٤ من انقطع الى غير الله شقى و تعنى.
هر كه بريده شود بسوى غير خدا يعنى بريده شود از خدا و متوسل شود بغير خدا بدبخت گردد و تعب كشد.
٨٤٢٥ من أحب لقاء الله سبحانه سلا عن الدنيا.
هر كه دوست دارد ملاقات خداى سبحانه را فراموش كند دنيا را.
٨٤٢٦ من كثر لهوه قل عقله.
هر كه بسيار باشد بازى او كم باشد عقل او.
٨٤٢٧ من كثر حسده طال كمده.
هر كه بسيار باشد حسد او دراز كشد كمد او، يعنى اندوه سخت او، يا بيمارى دل او، يا تغير رنگ او و رفتن صفاى آن.
٨٤٢٨ من غلب عليه اللهو بطل جده.
هر كه غالب باشد بر او بازى باطل شود جد او، چنانكه مكرر مذكور شد.