شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٠ - ٨٥٥٨ من اعتز بغير الحق أذله الله بالحق
هر كه مؤاخذه كند نفس خود را حفظ كند قدر خود را و ستوده شود عاقبتهاى كارهاى او، «مؤاخذه» بمعنى گرفتن كسيست بر گناهى و بازخواست كردن از او، و بعضى از أهل لغت گفتهاند كه «آخذ» بايد گفت نه «و اخذ»، و اگر نسبت اين فقره مباركه بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه صحيح باشد فساد قول او ظاهر مىشود.
٨٥٥٤ من أهمل نفسه أفسد أمره.
هر كه واگذارد نفس خود را تباه كند كار خود را.
٨٥٥٥ من أظهر فقره أذل قدره.
هر كه ظاهر كند درويشى و بىچيزى خود را خوار گرداند قدر خود را.
٨٥٥٦ من قل عقله كثر هزله.
هر كه كم باشد عقل او بسيار باشد هزل او، يعنى بازى او.
٨٥٥٧ من قنع بقسم الله استغنى عن الخلق.
هر كه قانع شود بنصيب خدا بىنياز گردد از خلق، «بنصيب خدا» يعنى نصيب و بهره كه خدا از براى او تقدير كرده، و ممكن است كه «قسم» بفتح قاف خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: هر كه قانع شود بقسمت كردن خدا[١].
٨٥٥٨ من اعتز بغير الحق أذله الله بالحق.
هر كه عزيز گردد بغير حق يعنى از راه غير حقى، خوار گرداند او را خدا بحق يعنى بوجه حقى.
[١] - بنا بر اين قرائت غير از معنى مصدرى برخى از معانى ديگر نيز مناسب است، در أقرب الموارد گفته:« القسم بالفتح مصدر يقال: هذا ينقسم قسمين بفتح القاف اذا اريد المصدر، و بالكسر اذا اريد النصيب او الجزء من الشيء المقسوم، و القسم بالفتح أيضا العطاء( تا آخر) پس معنى عطا را نيز مىتوان اراده كرد.