شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٨ - ٨٠٦٢ من تجرع الغصص أدرك الفرص
و شغل و پيشه و صنعت و مسكن و مانند آنها اين نشان اينست كه زشت باشد آثار او نيز يعنى أعمال و أفعال او.
٨٠٥٨ من أعمل اجتهاده بلغ مراده.
هر كه كار فرمايد جد و جهد خود را برسد بمراد خود، مراد اينست كه جد و جهد بايد در كارها، و كسى كه جد و جهد كند در مطلبى غالب اينست كه برسد بآن.
٨٠٥٩ من وفق لرشاده تزود لمعاده.
هر كه توفيق داده شود از براى آنچه راه درست باشد از براى او، توشه برگيرد از براى روز بازگشت خود.
٨٠٦٠ من خاف سوطك تمنى موتك.
هر كه بترسد از تازيانه تو آرزو كند مرگ ترا، مراد منع از زدن بندگان و امثال ايشانست و ترسانيدن ايشان از خود، و اين كه اين باعث اين مىشود كه ايشان آرزوى مرگ او بكنند و اين سبب كوتاهى عمر او گردد، يا اين كه اصل چنين سلوكى كه اهل او آرزوى مرگ او كنند قبيح و زشتست.
٨٠٦١ من وثق باحسانك أشفق على سلطانك.
هر كه اعتماد داشته باشد باحسان تو بترسد بر سلطنت تو، مراد ترغيب سلاطين و حكامست باحسان و اين كه احسان ايشان برعيت باعث اين مىشود كه بترسند رعيت بر سلطنت او، يعنى از اين كه نقص و زوالى بآن رسد و سعى كنند در استحكام آن و رفع گزند از آن بلكه اصل توجه نفوس هر چند مددى نيايد از ايشان امريست مرغوب و باعث اعانت و يارى حق تعالى مىشود.
٨٠٦٢ من تجرع الغصص أدرك الفرص.