شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٢ - ٨٥٢٤ من أخطأه سهم المنية قيده الهرم
٨٥٢٠ من اشتغل بما لا يعنيه فاته ما يعنيه.
هر كه مشغول گردد به آن چه مهم و در كار نباشد او را فوت شود از او آنچه مهم و در كار باشد او را، مراد منع از مشغول شدن بچيزى چند است كه پر ضرور و در كار نباشد و اين كه مشغول شدن به آنها باعث فوت امورى مىشود كه ضرور و در كار باشد، زيرا كه امور مهمه از علم و عمل بسيارست و اوقات آدمى آن قدر نيست كه وفا بهمه آنها بكند و زياد آيد كه در غير آنها صرف كند پس هر چه در غير آنها صرف كند بقدر آن از امور مهمه فوت شود از او.
٨٥٢١ من طلب من الدنيا ما يرضيه كثر تجنيه و طال تعديه.
هر كه طلب كند از دنيا آنچه را خشنود گرداند او را بسيار شود تجنى او و دراز كشد تعدى او، «تجنى» بمعنى چيدن ميوه است و ظاهر اينست كه مراد در اينجا چيدن گناه باشد، و ممكن است كه بمعنى انداختن خود در گناه نيز آمده باشد و آن مناسب است، و بمعنى بستن گناه بر كسى نيز آمده و در اينجا بآن معنى نيز مىتواند بود باين كه در باره حكام فرموده باشند كه: هر كه از ايشان طلب كند از دنيا آنچه را خشنود سازد او را بسيار شود تهمت زدن او مردم را بگناه از براى ظلم و تعدى او.
٨٥٢٢ من عزف عن الدنيا أتته صاغرة.
هر كه برگردد از دنيا و بىرغبت باشد در آن بيايد دنيا او را خوار، چنانكه مكرر مذكور شد.
٨٥٢٣ من رزق الدين فقد رزق خير الدنيا و الآخرة.
هر كه روزى داده شده ديندارى پس بتحقيق كه روزى داده شده خير دنيا و آخرت.
٨٥٢٤ من أخطأه سهم المنية قيده الهرم.