شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥ - ٧٣٦٨ للظالم من الرجال ثلاث علامات، يظلم من فوقه بالمعصية،
هر جزئى هر حيوانى مر كلى آنرا در حليت و حرمت، و همچنين ساير جزئيات و كليات، و يا طلب كردن هر جزئى كلى خود را مانند طلب كردن هر جزئى از خاك كلى خود را، و همچنين ساير عناصر، يا باعتبار طلب مكان آن چنانكه مشهورست ميانه حكما و متكلمين، و يا باعتبار طلب هر يك اتصال بكلى خود را چنانكه رأى ثابت بن قره است.
و ممكن است كه «لترجعن» بكسر لام و صيغه مجهول از باب افعال خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: بايد برگردانيده شود فرعها بر اصلهاى آنها، تا آخر، و غرض اين باشد كه بايد كه استنباط هر فرعى را از اصل آن كرد، يعنى از قاعده كلى كه متضمن آن باشد چه آنچه معلوم تواند شد بحسب عقل يا شرع نيست مگر قاعده كلى و استنباط حكم فروع و جزئيات آن نمىتوان كرد مگر برجوع بآن، و بنا بر اين ممكن است كه مراد به «معلولات» نيز همين باشد بنا بر اين كه قواعد كليه علل علم بفروع باشند، و همچنين مراد به «جزئيات و كليات» همين باشد و اين ظاهرست، پس هر دو تأكيد سابق باشد.
و ممكن است كه مراد به «برگردانيدن معلولات بعلل» اين باشد كه علم بمعلول حاصل نشود مگر از علم بعلت چنانكه شيخ ابو على در كتاب شفا تحقيق كرده هرگاه غرض علم يقينى باشد و بنا بر اين اين تأسيس باشد، و مراد به «جزئيات» و «كليات» همان فروع و أصول باشد و تأكيد اول باشد.
و پوشيده نيست كه بعضى از احتمالات مذكوره بر تقدير صحت نسبت اين كلام بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه بسيار بعيدست نهايت صحت آن هم معلوم نيست و در كتاب ديگر بنظر نرسيد و دور نيست كه كلام يكى از حكما يا صوفيه باشد[١].
و بعضى سهوا يا از براى ترويج آن نسبت بآن حضرت داده باشند و بنا بر اين همه احتمالات مذكوره محتمل است، و الله تعالى يعلم.
٧٣٦٨ للظالم من الرجال ثلاث علامات، يظلم من فوقه بالمعصية،
[١] - استعمال« معلول» و« علت» و« جزئى» و« كلى» اين نظر را تأييد ميكند.