شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٥ - ٨٣٩٢ من حسنت عشرته كثر اخوانه
٨٣٨٨ من اغتر بالمهل اغتص بالأجل.
هر كه فريب خورد بمهلت يافتن در گلو گرفته شود بمرگ يعنى كسى كه گناهان كند و مهلت يابد و زود ببلائى بجزاى آنها گرفتار نشود باين مغرور نشود و فريب نخورد يك بار مرگ در گلوى او ماند مانند استخوانى كه در گلوى كسى بماند و او را هلاك كند و بجزاى خود برسد.
٨٣٨٩ من عقل كثر اعتباره.
هر كه عاقل باشد بسيار باشد اعتبار او، يعنى عبرت گرفتن او يا سنجيدن كارها را بعقل.
٨٣٩٠ من جهل كثر عثاره.
هر كه جاهل باشد بسيار باشد بر رو در افتادن او، مراد به «عاقل» در فقره سابق عالمست بقرينه مقابله با جاهل در اين فقره، يا مراد به «جاهل» در اينجا كم عقلست بقرينه مقابله با «عاقل» در آنجا.
٨٣٩١ من لان عوده كثفت أغصانه.
هر كه نرم باشد چوب او درهم رود شاخهاى او، غرض ترغيب در هموارى و نرمى كردن با مردمست و اين كه چنانكه چوب درخت تا نرم باشد شاخها از آن برويد و در ميان يكديگر رود، و چون خشك شود شاخى از آن نرويد، آدمى نيز هرگاه نرم باشد اعوان و انصار او بسيار شوند و دور او را فرو گيرند و اگر خشك و سخت باشد تنها ماند و كسى بدور او نيايد.
٨٣٩٢ من حسنت عشرته كثر اخوانه.
هر كه نيكو باشد آميزش او بسيار شوند برادران او، اين نيز تأكيد فقره سابقست.