شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢١ - ٨٥٦٢ من ترفق فى الامور أدرك أربه منها
٨٥٥٩ من اكتسب حراما احتقب أثاما.
هر كه كسب كند حرامى را ذخيره كند عقوبتى را، و ممكن است كه «اثاما» بفتح همزه خوانده نشود بلكه «آثاما» بصيغه جمع خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: ذخيره كند گناهانى را، و مراد گناه كسب آن باشد و گناه نگاهداشتن آن و پس ندادن بصاحب آن كه پيوسته از براى او باشد يا گناه بردن صاحب آن و حق وارث او بعد از او، و همچنين تا قيامت، پس هر يك از ايشان را در قيامت مطالبه حق خود از او باشد چنانكه بعضى از علما گفتهاند.
٨٥٦٠ من اتخذ الحق لجاما اتخذه الناس اماما.
هر كه فرا گيرد حق را لجامى فرا گيرند مردم او را امامى، يعنى هر كه حق را لجام خود گرداند يعنى چنان كه لجام مانع اسب مىشود از سركشى و طغيان او، رعايت حق را مانع خود گرداند از جور و ميل در حكم، و در هر حكمى كه كند رعايت حق كند و بسبب آن از راه بدر نرود مردم اطاعت او كنند و فراگيرند او را امام و پيشواى خود.
٨٥٦١ من كثر فكره فى المعاصى دعته اليها.
هر كه بسيار باشد فكر او در گناهان بخوانند گناهان او را بسوى خود، مراد اينست كه آدمى بايد كه پر در فكر و خيال منكرات نباشد و خود را مشغول سازد از آن كه پر در فكر و خيال آنها بودن باعث ميل و رغبت به آنها مىشود و بسيار مىشود كه بحدى رسد كه مرتكب آنها گردد.
٨٥٦٢ من ترفق فى الامور أدرك أربه منها.
هر كه نرمى كند در كارها دريابد حاجت خود را از آنها، مراد ترغيب در نرمى و هموارى است در معاملات با مردم و سخت نگرفتن در آنها، و اين كه هر كه چنين