شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٨ - ٨٧٤٠ من عامل رعيته بالظلم أزال الله ملكه و عجل بواره و هلكه
در حرامها، بخلاف طلب زياده روى كه غالب اينست كه مىاندازد در حرامها.
٨٧٣٦ من لبس الكبر و السرف خلع الفضل و الشرف.
هر كه بپوشد جامه تكبر و سرف بكند خلعت فضل و شرف، «سرف» بفتح سين بىنقطه و راء بمعنى اسراف و زياده رويست، و «فضل» و «شرف» بمعنى افزونى و بلندى مرتبه است و مراد اينست كه آدمى بحسب اصل خلقت خلعت فضل و شرف دارد و چون جامه تكبر و اسراف بپوشد آنرا بكند و دنى و پست مرتبه گردد.
٨٧٣٧ من بذل فى ذات الله ماله عجل له الخلف.
هر كه بذل كند در راه خدا مال خود را تعجيل فرمايد خدا از براى او خلف و جانشينى آن را.
٨٧٣٨ من ركب محجة الظلم كرهت أيامه.
هر كه سوار شود راه نمايان ظلم را ناخوش داشته شود روزگار او، «سوارى راه» كنايه از رفتن بآن و برآمدن بر آنست، و مراد اينست كه هر پادشاه و حاكم كه ظالم باشد مردم ناخوش دارند ايام او را، و همه خواهان زوال آن باشند و هرگاه همه نفوس متوجه آن باشد زود بعمل آيد.
٨٧٣٩ من لم ينصف المظلوم من الظالم عظمت آثامه.
هر كه نگيرد حق مظلوم را از ظالم عظيم باشد گناهان او، يعنى همين گناه بمنزله گناهان بزرگست، يا باعث اين مىشود كه همه گناهان او بزرگ شود و اين در باره كسيست كه قادر بر آن باشد مثل پادشاهان و حكام.
٨٧٤٠ من عامل رعيته بالظلم أزال الله ملكه و عجل بواره و هلكه.
هر كه معامله كند با رعيت خود بظلم زايل كند خدا پادشاهى او را، و تعجيل فرمايد بوار و هلاك او را، «بوار» نيز بمعنى هلاكست.