شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٣ - ٨٣٢٤ من اعتصم بالله عز مطلبه
و عظيم بودن قيمت صاحب عزم بلند باعتبار اينست كه آن نشان علو نفس و شرافت آنست و ظاهرست كه قيمت و بهاى چنين كسى عظيم باشد بخلاف كسى كه عزم او بلند نباشد و بمراتب پست راضى شود كه اين نشان دنائت و پستى نفس اوست و قيمت او باندازه مرتبه او باشد.
٨٣٢١ من شكر على الاساءة سخر به.
هر كه شكر كرده شود بر بدى تمسخر كرده شود باو، چون بسيارست كه مردم كسى را كه بدى كرده باشد باعتبار سلطنت يا حكومتى كه داشته باشد خوب وا مىنمايند و شكر او بازاء آن ميكنند، مراد از اين فقره مباركه اينست كه فريفته بچنين شكرى نبايد شد اين در حقيقت تمسخر باوست كه از ترس يا غرضى ديگر در اين لباس ميكنند.
٨٣٢٢ من حمد على الظلم مكر به.
هر كه ستايش كرده شود بر ستم مكر كرده شود باو، اين نيز نزديك بمضمون فقره سابقست.
٨٣٢٣ من جار عن الصدق ضاق مذهبه.
هر كه ميل كند از راستى تنگ باشد راهى كه رود، مراد ترغيب در راستى است در هر باب و اين كه با راستى كار بر كسى تنگ نشود بخلاف كسى كه ميل كند و بگردد از آن كه راه بر او تنگ گردد.
٨٣٢٤ من اعتصم بالله عز مطلبه.
هر كه چنگ در زند بخدا غالب باشد مطلب او، يعنى آنچه طلب كند غلبه كند بر مطلبهاى ديگران كه در آنها بغير حق تعالى متوسل شده باشند، يا اين كه غلبه كند حصول آن بر خلاف آن و البته حاصل شود، و ممكن است كه مراد به «مطلب او» همان حق تعالى باشد كه او را طلب كرده از براى توسل باو،