شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٤ - ٧٦٩٢ من انصف انصف
هر كه ابرام كند ملول گردند مردم از او و ناخوش دارند او را.
٧٦٨٦ من غفل جهل.
هر كه غافل شود جاهل باشد، مراد اينست كه غفلت نيز نوعى از جهل و نادانيست و بايد كه اهتمام داشت در رفع آن، يا اين كه غفلت سبب ماندن در جهل و نادانى شود و مانع از تحصيل علم و نادانى.
٧٦٨٧ من جهل أهمل.
هر كه نادان باشد واگذاشته شود، يعنى مردم او را واگذارند و رعايت نكنند.
٧٦٨٨ من ظلم ظلم.
هر كه ستم كند ستم كرده شود، يعنى نمىشود كه ديگرى نيز بر او ستم نكند.
٧٦٨٩ من حقر نفسه عظم.
هر كه حقير و كوچك شمارد نفس خود را بزرگ گردانيده شود، يعنى حق تعالى او را بزرگ گرداند يا در نظر مردم بزرگ گردد.
٧٦٩٠ من بغى كسر.
هر كه طغيان و سركشى كند شكسته شود، يعنى عاقبت مخذول و منكوب گردد.
٧٦٩١ من اعتبر حذر.
هر كه عبرت گيرد حذر كند، يعنى حذر كند از آنچه عبرت گرفته از آن و بدى عاقبت آن بر او ظاهر شده چنانكه كسى كه عاقبت ستمكاران را مشاهده كند و عبرت گيرد از آن حذر كند از ستم كردن و جرأت بر آن نكند.
٧٦٩٢ من انصف انصف.