شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٦ - ٨١٤٢ من وضعه دناءة ادبه لم يرفعه شرف حسبه
پس هميشه او بيمار مىنمايد، و غرض از اين ممكن است كه تشبيه حال گنهكار باشد ببيمار در اين كه اگر گناهى را ترك كند تا قرار و استقرارى بر ترك گناه بالكليه نگيرد او پاك نشود از گناه، چه اگر بعد از آن نيز گناه ديگر كند و همچنين پس هنوز اگر آن گناه سابق در او باشد كه بگناه ديگر مبتلا گردد، پس هميشه او گنهكار نمايد و در حكم آن باشد مانند كسى كه بعد از هر بيماريى باندك فاصله بيمار شود كه در ما بين بيماريها نيز در حكم بيمار باشد و شفاى او دانسته نشود.
٨١٣٩ من غلب عليه غضبه تعرض لعطبه.
هر كه غلبه كند بر او خشم او متعرض هلاك خود گردد يعنى در عرضه آن در آيد، زيرا كه با غلبه غضب هيچ دور نيست كه كارى كند كه باعث هلاكت اخروى او گردد بلكه گاهى دنيوى نيز.
٨١٤٠ من غلبت عليه شهوته لم تسلم نفسه.
هر كه غلبه كند بر او خواهش او سالم نماند نفس او.
٨١٤١ من أبطأ به عمله لم يسرع به نسبه.
هر كه درنگ كند باو عمل او شتاب نكند باو نسب او، يعنى هر كه عمل او او را بنجات و رستگارى نرساند نسب او هر چند بلند باشد نرساند او را بآن، و حاصل اين كه از براى نجات و رستگارى و رسيدن بمراتب بلند اخروى عمل نيك بايد و نسب بلند سودى ندهد.
٨١٤٢ من وضعه دناءة ادبه لم يرفعه شرف حسبه.
هر كه پست كند او را پستى ادب او بلند نكند او را شرف حسب او، «حسب» در مشهور مزايائى را گويند كه در آدمى باشد بسبب كمالات خود، و بعضى از اهل لغت بمعنى آنچه بشمارد آدمى از مفاخر پدران خود نيز گفتهاند، و مراد اينست كه كسى كه ادب او پست باشد پستى ادب او چنان مرتبه او را پست و دنى كند كه