شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٩ - ٧٥٢٣ ليس شيء ادعى الى زوال نعمة و تعجيل نقمة من اقامة على ظلم
٧٥٢١ ليس كل مغرور بناج، و لا كل طالب بمحتاج[١].
نيست هر مغرورى رستگار، و نه هر طلبكننده محتاج. ممكن است كه مراد اين باشد كه چنين نيست كه هر كه فريب خورده باشد در كار بدى و از آن راه آنرا كرده باشد رستگار و معذور باشد باعتبار اين كه فريب خورده بلكه بسيار باشد كه معذور نباشد و معاقب گردد باعتبار تقصير در تأمل و تدبرى كه اگر ميكرد آن فريب نمىخورد، و «نه هر طلب كننده محتاج» يعنى و چنين نيست كه هر طلب كننده محتاج باشد بآن و معذور باشد در آن بلكه بسيار باشد كه با عدم احتياج طلب كنند از راه حرص و خواهش زيادتى كه در كار نباشد.
و فرموده است آن حضرت ٧ در جمله كلامى كه فرموده در توحيد خداى سبحانه و نعت او تعالى شأنه:
٧٥٢٢ ليس فى الأشياء بوالج، و لا عنها بخارج.
نيست در چيزها والج، و نه از آنها خارج، «والج» بمعنى داخل است و مراد اينست كه حق تعالى داخل نيست در چيزها مانند دخول جسمى در جسمى ديگر، يا دخول عرضى در جسمى، و خارج هم نيست از آنها بلكه علم او ظاهر و باطن هر چيز را فرو گرفته بعنوانى كه گويا در ميان همه آنهاست.
٧٥٢٣ ليس شيء ادعى الى زوال نعمة و تعجيل نقمة من اقامة على ظلم.
[١] - پوشيده نماند كه مبناى شارح( ره) در شرح بر نسخه بوده كه موافق با نسخه چاپ هند مىشود زيرا چنانكه در سابق نيز گفتيم ترتيب ذكر اين فقرات مذكوره در باب« ليس» بهمين ترتيب ذكر شارح( ره) در همين شرح در نسخه چاپ هند بنظر مىرسد ليكن در چاپ صيدا از اين فقره يعنى« ليس كل مغرور بناج و لا كل طالب بمحتاج» تا آخر فقرات اين باب در وسط باب مذكور نقل شده( رجوع شود بصفحه ١٨٧ و ١٨٩ چاپ صيدا و بصفحه ٢٩٣ چاپ هند).