شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٨ - ٨٨٣٨ من ساء ظنه بمن لا يخون حسن ظنه بما لا يكون
آن، مراد توبيخ جمعيست كه گفتن «نمىدانم» را نقص خود مىدانند، و هر چه از ايشان سؤال كنند از احكام شرعيه و غير آن جوابى مىگويند خواه درست و خواه غلط تا اين كه مردم ايشان را بهمه چيز دانا دانند و حاصل كلام اينست كه: كسى كه چنين باشد خود را هلاك كرده و گويا آلت جارحه بجايگاههاى قتل او رسيده و او را بهلاكت انداخته، زيرا كه غير معصومين صلوات الله عليهم أجمعين كسى را علم بهمه چيز ميسر نيست و بسيارى را نمىدانند پس در آنها خصوصا در احكام شرعيه اگر «نمىدانم» نگويند و اظهار دانش كنند دروغ گويند و بسبب آن خود را هلاك كنند، زيرا كه فتوى در آنها با وجود جهل از اعظم گناهانست و حكم بغير آنچه حق تعالى فرو فرستاده بمنزله كفرست چنانكه قرآن مجيد ناطق به آنست.
٨٨٣٦ من عرى من الشر قلبه سلم له دينه و صدق يقينه.
هر كه برهنه كند از بدى دل خود را سالم باشد از براى او دين او و راست باشد يقين او، يعنى يقين او بروز جزا.
٨٨٣٧ من ساءت ظنونه اعتقد الخيانة بمن لا يخونه.
هر كه بد باشد گمانهاى او اعتقاد كند خيانت را بكسى كه خيانت نكند او را، مراد ذم بدگمانيست نسبت بهمه كس و حكم بمقتضاى آن، و اين كه آن منشأ اعتقاد خيانت مىشود بكسى كه خيانت نكند باو و برى باشد از آن، پس آدمى بايد كه اعتقاد خيانت بكسى تا ظاهر نشود نكند نهايت اعتماد هم بر كسى كه امانت او ظاهر نشده باشد نكند بلكه احتمال خيانت بدهد و بآن اعتبار در معامله با او شرايط حزم و احتياط را بجا آورد و باين جمع مىشود ميانه امثال اين فقره مباركه كه مذمت بدگمانى از آنها ظاهر مىشود و بعضى فقرات ديگر كه دلالت بر مدح آن ميكند چنانكه بعضى از آنها قبل از اين مذكور شد.
٨٨٣٨ من ساء ظنه بمن لا يخون حسن ظنه بما لا يكون.
هر كه بد باشد گمان او بكسى كه خيانت نكند نيكو باشد گمان او به آن چه