شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٦ - ٨٩٥٦ من لزم المشاورة لم يعدم عند الصواب مادحا و عند الخطاء عاذرا
٨٩٥٠ من غلب عليه سوء الظن لم يترك بينه و بين خليل صلحا.
هر كه غلبه كند بر او بدگمانى نگذارد ميانه خود و ميانه هيچ دوستى جاى صلحى، يعنى بسبب بدگمانى همه دوستان خود را چنان برنجاند كه جاى صلح و آشتى نگذارد.
٨٩٥١ من ملكه الهوى لم يقبل من نصوح نصحا.
هر كه مالك او شود هوا و خواهش و در فرمان آن باشد قبول نكند از هيچ نصيحت كننده صافى نصيحت خالص را.
٨٩٥٢ من عجز عن أعماله أدبر فى أحواله.
هر كه عاجز باشد در اعمال خود پشت بگرداند در احوال خود، غرض منع از اينست كه كسى أشغال بسيار بر خود گيرد كه عاجز شود و از عهده آنها بر نيايد و اين كه هر كه چنين كند پيش نيايد احوال او و ترقى نكند بلكه پس رود و تنزل كند.
٨٩٥٣ من أمل غير الله سبحانه أكذب آماله.
هر كه اميد داشته باشد غير خداى سبحانه را دروغ يابد اميدهاى خود را، يعنى هيچ اميد او حاصل نشود و معلوم او شود كه همه دروغ و باطل بوده.
٨٩٥٤ من عرف الله سبحانه لم يشق أبدا.
هر كه بشناسد خداى سبحانه را بدبخت نگردد هرگز، مراد شناخت اوست بر وجه كامل و چنانكه بايد.
٨٩٥٥ من لم يخف أحدا لم يخف أبدا.
هر كه نترسانيده باشد كسى را نترسد هرگز.
٨٩٥٦ من لزم المشاورة لم يعدم عند الصواب مادحا و عند الخطاء عاذرا.