شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٣ - ٨١٢٩ من كان حريصا لم يعدم الاهانة
باشد از دروغ و غلط و ايذاء مردم و أمثال آنها.
٨١٢٥ من خلا بالعلم لم توحشه خلوة.
هر كه خلوت كند با علم بوحشت نيندازد او را هيچ خلوتى، زيرا كه در هر خلوتى علم مونس اوست و از تنهائى بوحشت نمىافتد.
٨١٢٦ من تسلى بالكتب لم تفته سلوة[١].
هر كه تسلى شود بكتابها فوت نشود از او هيچ تسلى شدنى «تسلى بچيزى» فراموشكردن غم و اندوهيست بسبب آن، و مراد اينست كه هر كه بكتابها و مطالعه آنها تسلى شود او از هر غم و اندوهى به آنها تسلى شود و همه را فراموش كند و فراموشى اندوهى نماند كه بايد كه بكند و نكرده باشد.
٨١٢٧ من تفكه بالحكم لم يعدم اللذة.
هر كه بهره بيابد بحكمتها نيست در نيابنده لذت، يعنى هميشه لذت آنها را دريابد و از كام او بدر نرود.
٨١٢٨ من كان متوكلا لم يعدم الاعانه.
هر كه بوده باشد توكل كننده نيست در نيابنده اعانت، يعنى نمىشود كه اعانت و يارى حق تعالى را در نيابد و باو نرسد.
٨١٢٩ من كان حريصا لم يعدم الاهانة.
هر كه بوده باشد حريص نيست در نيابنده اهانت، يعنى نمىشود كه در نيابد اهانت را و حرص او اهانت او نكند يعنى او را خوار نكند.
[١] - قرائت آن بضم سين نيز درست است، در أقرب الموارد گفته:« السلوة و السلوة بالفتح و الضم السلو، يقال: أسقيتنى سلوة من نفسك اى رأيت منك ما سلوت به عنك» نگارنده در تعليقات زاد السالك مطالب نفيسى در اين موضوع تحت عنوان« صحبت داشتن با كتاب» ياد كرده است هر كه طالب باشد به آنجا مراجعه كند( ص ٤١- ٥١).