شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٠ - ٨٩٣٣ من رضى بقسم الله لم يحزن على ما فاته
با او بيرون كند او او را از مصاحبت خود و جدا گردد از او.
٨٩٣٠ من كثر مزاحه[١] لم يخل من حاقد عليه و مستخف به.
هر كه بسيار باشد مزاح او خالى نباشد از كينه ور بر او، و سبك شمارنده او يا سبك كننده او، يعنى نمىشود كه كسى نباشد كه كينه او را داشته باشد و كسى نباشد كه او را سبك شمارد يا خفيف و سبك كند.
٨٩٣١ من لم يتعظ بالناس وعظ الله الناس به.
هر كه پند نگيرد بمردم پند دهد خدا مردم را باو، يعنى هر كه عبرت نگيرد از مردم در بلاها كه بايشان رسد بسبب بديها كه كنند از ظلم و مانند آن، خدا او را مبتلا كند ببلائى كه مردم از او عبرت گيرند.
٨٩٣٢ من أطاع الله سبحانه لم يضره من أسخط من الناس.
هر كه فرمانبردارى كند خداى سبحانه را ضرر نرساند باو كسى كه خشمناك گردانيده باشد از مردم، يعنى خشمناك گردانيده باشد او را بسبب فرمانبردارى خدا، مثل كسى كه او را تكليف معصيتى كند و او قبول نكند و او را خشمناك گرداند بسبب آن، يا حكم حقى كرده باشد بر او بر آنچه ضرر او باشد در آن.
٨٩٣٣ من رضى بقسم[٢] الله لم يحزن على ما فاته.
هر كه راضى شود بنصيب و بهره كه خدا از براى او قرار داده اندوهناك نگردد بر آنچه فوت شود او را، مراد ترغيب در راضى شدن به آنست و اين كه سبب اين مىگردد كه از بسيارى از اندوهها فارغ گردد.
[١] - مكرر تصريح لغويان را نقل كردهايم كه كلمه« مزاح» بضم ميم است و بفتح آن كه در ميان عوام معروف است از اغلاط است و در هيچ كتاب لغتى ديده نمىشود.
[٢] - در اقرب الموارد گفته:« القسم بالكسر الجزء من الشيء المقسوم، و النصيب من الخير ج أقسام».