شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٧ - ٨٩٢١ من اتخذ أخا بعد حسن الاختبار دامت صحبته و تأكدت مودته
هر كه بسيار كند درس گفتن علم را فراموش نكند آنچه را دانسته، و فايده برد آنچه را ندانسته، مراد ترغيب در بسيار كردن مباحثه و مدارسه علوم است و اين كه آن باعث اين مىشود كه آنچه را داند فراموش نكند و استفاده كند در هر مباحثه چيزى چند ديگر كه ندانسته باشد.
٨٩١٧ من أكثر الفكر فيما تعلم أتقن علمه و فهم ما لم يكن يفهم.
هر كه بسيار كند فكر را در آنچه آموخته محكم كند علم آنرا و بفهمد آنچه را نبود كه بفهمد، اين نيز مضمون فقره سابقست.
٨٩١٨ من عقل[١] تيقظ من غفلته، و تأهب لرحلته، و عمر دار اقامته.
هر كه عالم شود يا عاقل باشد بيدار گردد از غفلت خود، و آماده گردد از براى رحلت خود، و آباد كند سراى اقامت خود را.
٨٩١٩ من خضع لعظمة الله ذلت له الرقاب.
هر كه فروتنى كند از براى بزرگى خدا رام گردند يا خوارى كنند از براى او گردنها، يعنى مردم چنانكه شايعست كه تعبير ميكنند از شخص بسر و گردن.
٨٩٢٠ من توكل على الله تسهلت له الصعاب.
هر كه توكل كند بر خدا سهل گردد براى او سختها يعنى كارهاى سخت دشوار.
٨٩٢١ من اتخذ أخا بعد حسن الاختبار دامت صحبته و تأكدت مودته.
هر كه فرا گيرد برادرى بعد از نيكوئى آزمايش پاينده ماند صحبت او، و محكم باشد
[١] - در أقرب الموارد گفته:« عقل الغلام( كضرب) عقلا و معقولا: أدرك فهو عاقل يقال: ما فعلت مذ عقلت، و عقل فلان بعد الصبا عرف الخطأ الذى كان عليه، و الشىء عقلا فهمه و تدبره».