شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٨ - ٨٩٦١ من لم يوقن بالجزاء أفسد الشك يقينه
٨٩٦٠ من لم يرض بالقضاء دخل الكفر دينه.
هر كه راضى نباشد بقضا و قدر حق تعالى داخل شود كفر در دين او، يعنى هر كه راضى نباشد به آن چه حق تعالى تقدير كرده از براى هر كس از نصيب و بهره او از روزى و غير آن پس دين او خالى از كفرى نيست، زيرا كه عدم رضاى بآن بقرائن نمىشود كه آن را موافق حكمت و مصلحت نداند و طريق ديگر را بر آن ترجيح دهد، و اين يا باين مىشود كه حق تعالى عالم بآن وجه أحسن نبوده باشد و ندانسته خلاف آن تقدير كرده باشد، و يا اين كه قادر بر آن وجه أحسن نبوده باشد، و يا اين كه با وجود علم و قدرت بر آن حيف و جورى بر بعضى كرده باشد، و احتمال هر يك از اينها كفرست نعوذ بالله منه.
٨٩٦١ من لم يوقن بالجزاء أفسد الشك يقينه.
هر كه يقين نداشته باشد بجزا فاسد كند شك يقين او را، يعنى هر كه يقين نداشته باشد بجزا دادن حق تعالى اعمال را پس شك در آن فاسد كند يقين او را بأحوال مبدأ نيز يعنى يقين بوجود حق تعالى و علم و قدرت و تميز او از قبايح، زيرا كه با وجود علم و قدرت او عقل صحيح حكم ميكند بوجوب جزا دادن تكليفات و طاعات و عبادات، و بازخواست كردن از ظالم و قبح ترك آن و اخلال بآن، پس كسى كه شك كند در آن بايد كه يقين نداشته باشد بيكى از آنها، و ظاهرست كه شك در هر يك از آنها كفرست و اين قطع نظر از اينست كه جزا دادن نيز باخبار كتب و رسل ثابت شده و انكار آن نيز كفرست، و ممكن است كه مراد به «يقين نداشتن بجزا و شك در آن» ولوع[١] بمعاصى و منكرات باشد كه مظنه آن مىشود، و گويا كه بمنزله آنست و مراد اين باشد كه: عصيان زياد منتهى شود بفاسد شدن يقين و تباه شدن دين، نعوذ بالله منه.
[١] - در غياث اللغات گفته:« ولوع بضمتين حريص شدن و بفتح اول و ضم ثانى حريص، از منتخب و صراح».