شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٣ - ٧٦٨٥ من ابرم سئم
هر كه عطا كند مال خود را بزرگ شود، يعنى در دنيا و آخرت.
٧٦٨١ من بذل عرضه ذل.
هر كه بذل كند عرض خود را خوار گردد، مراد تحريص بر نگاهداشتن عرض خودست هر چند ببذل اموال باشد از براى آن.
٧٦٨٢ من توكل كفى.
هر كه توكل كند كارگزارى كرده شود، يعنى هر كه توكل كند بر خدا از روى صدق نيت و امور خود را باو واگذارد حق تعالى كارگزارى امور او بكند چنانكه در قرآن مجيد فرموده: «و من يتوكل على الله فهو حسبه»: هر كه توكل كند بر خدا پس او بسندست او را.
٧٦٨٣ من قنع غنى.
كه قناعت كند توانگر گردد، زيرا كه كسى كه قناعت كرد بىنياز گردد از مردم و محتاج نشود و اين حقيقت توانگريست، و ممكن است نيز كه قناعت سبب توانگرى و مورث آن گردد.
٧٦٨٤ من سافه شتم.
هر كه دشنام دهد دشنام داده شود، مراد اينست كه كسى كه نخواهد دشنام داده شود بايد كه خود نيز دشنام ندهد و اگر نه نمىشود كه دشنام داده نشود.
٧٦٨٥ من ابرم سئم[١].
[١] -« سئم» لازم است، در أقرب الموارد گفته:« سئم الشىء و منه( كعلم) يسأم سأما و سأما و سأمة و سآمة فهو سؤوم قال لبيد: و لقد سئمت من الحياة و طولها و قولهم: ظئر رؤم خير من أم سؤوم، مر فى ترجمة رام» پس بايد بتجوزى آنرا مجهول خواند.