شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٥ - ٧٧٩٨ من اساء خلقه عذب نفسه
هر كه راست گويد بصلاح آورد ديندارى خود را، و در بعضى نسخهها «دنياه» بجاى «ديانته» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بصلاح آورد دنياى خود را، و مراد اينست كه صلاح دنيا نيز در راستگوئيست.
٧٧٩٤ من كذب افسد مروته.
هر كه دروغ گويد فاسد كند آدميت خود را.
٧٧٩٥ من قنع حسنت عبادته.
هر كه قناعت كند نيكو باشد عبادت او، زيرا كه كسى كه قناعت كند فارغ شود از اكثر اشغال دنيوى و بعبادت نيكو تواند پرداخت.
٧٧٩٦ من اعتزل حسنت زهادته.
هر كه گوشهگير گردد نيكو باشد زهادت او، «زهادت»[١] بمعنى ترك دنيا و بىرغبتى در آنست، و ظاهرست كه با گوشهگيرى آن آسانتر و بهتر تواند شد.
٧٧٩٧ من نسى الله أنساه نفسه.
هر كه فراموش كند خدا را فراموش او گرداند خدا نفس او را، مراد اينست كه كسى كه فراموش كند خدا را و ياد او نكند حق تعالى بجزاى آن چنان كند كه او نفس خود را فراموش كند باين معنى كه سلب لطف خود از او كند و او را بخود واگذارد، و هرگاه چنان شود او تابع هوا و هوس خود گردد و بفكر نفس خود و اصلاح آن نيفتد و اصلاح آن نكند.
٧٧٩٨ من اساء خلقه عذب نفسه.
هر كه بد كند خوى خود را عذاب كند نفس خود را، زيرا كه بدخو باندك چيز
[١] - يعنى بفتح زاء.