شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٢ - ٨٦٦٥ من أيقن بالآخرة سلاعن الدنيا
پايندگى نعمت و عدم زوال آن مىگردد.
٨٦٦٠ من لم يشكر الانعام فليعد من الأنعام.
هر كه شكر نكند انعام را پس بايد كه شمرده شود از انعام، «انعام» اول بكسر همزه بمعنى نعمت دادن و «انعام» دويم بفتح آن بمعنى چارپايان.
٨٦٦١ من لم يعتبر بتصاريف الأيام لم ينزجر بالملام.
هر كه عبرت نگيرد بتغيرات روزگار ممنوع نمىشود بملامت، مراد اينست كه كسى را كه ديده بصيرتى باشد از تغيرات روزگار و مشاهده عاقبت ستمكاران و بدكاران عبرت مىگيرد و از ستم و بديها باز مىايستد، و اگر كسى از آنها عبرت نگيرد بملامت و سرزنش نيز باز نايستد و باكى از آن نداشته باشد.
٨٦٦٢ من أكثر من ذكر الموت رضى من الدنيا بالكفاف.
هر كه بسيار كند ياد مرگ را راضى شود از دنيا به «كفاف» يعنى قدرى كه بس باشد او را و طلب زياده بر آن نكند.
٨٦٦٣ من قنعت نفسه أعانته على النزاهة و العفاف.
هر كه قانع باشد نفس او يارى كند نفس او او را بر پاكيزگى و پرهيزگارى.
٨٦٦٤ من كرمت نفسه استهان بالبذل و الاسعاف.
هر كه گرامى باشد نفس او سهل شمارد بذل احسان و برآوردن حاجت محتاجان را، يعنى آنها بر او سهل و آسان نمايد و صعب و دشوار نباشد.
٨٦٦٥ من أيقن بالآخرة سلاعن الدنيا.
هر كه يقين داشته باشد بآخرت فراموش كند دنيا را، مراد يقين كاملست، يا اين كه بايد كه فراموش كند دنيا را و مشغول آن نگردد.