شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٤ - ٧٥٣٩ لم يصف الله سبحانه الدنيا لاوليائه، و لم يضن بها على اعدائه
توفيق داده نشده كسى كه بخيلى كند بر نفس خود بمال خود، و پس اندازد مال خود را از براى غير خود.
٧٥٣٦ لم ينل احد من الدنيا حبرة الا اعقبته عبرة.
نرسيده احدى از دنيا بحبره مگر اين كه در پس آورده دنيا او را عبره. «حبره» بفتح حاء بىنقطه و سكون باء يك نقطه زير بمعنى سرور و شاديست، و «عبره» بفتح عين بىنقطه و سكون باء يك نقطه زير بمعنى اندوه است يا اشك پيش از اين كه روان شود يا تردد گريه در سينه، و مراد مذمت دنياست و اين كه هيچ شادى او نيست كه در عقب اندوهى نداشته باشد.
٧٥٣٧ لم يتعر من الشر من لم يتجلبب الخير.
برهنه نشده از شر كسى كه پيراهن نكرده خير را، مراد اينست كه آدمى كردن كار خير را بايد كه لازم خود سازد مانند پيراهن تن خود كه تا چنين نكند بالكليه عارى از شر و بدى نباشد، يا باعتبار اين كه همين جداشدن از خير گاهى بدى و شريست هر چند هيچ بدى و شرى ديگر از او صادر نشود، و يا باعتبار اين كه تا كسى چنان نباشد در واقع نشود كه بالكليه شر از او صادر نشود.
٧٥٣٨ لم يعدم النصر من انتصر بالصبر.
ناياب نكرده يارى را كسى كه يارى جسته بصبر، يعنى كسى كه يارى جويد بصبر نمىشود كه صبر يارى او نكند و او را بمطلب نرساند.
٧٥٣٩ لم يصف الله سبحانه الدنيا لاوليائه، و لم يضن بها على اعدائه.
صاف نگردانيده خداى سبحانه دنيا را از براى دوستان خود، و بخيلى نكرده بآن بر دشمنان خود، غرض بيان خوارى و بىاعتبارى دنياست نزد حق تعالى، و اين كه از براى آن صاف نگردانيده آنرا از براى دوستان خود و آميخته بكدورات و آلام