شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦١ - ٨٢٦٢ من لا يبالك فهو عدوك
بچشم يقين نگاه كند بآن مىبيند كه در اندك وقتى مىرسد پس آن را نزديك مىبيند.
٨٢٥٩ من رأى الموت بعين أمله رآه بعيدا.
هر كه ببيند مرگ را بچشم اميد خود ببيند آن را دور، زيرا كه كسى بچشم اميد نظر كند در آن گمان دارد كه او باميدهاى خود پيش از رسيدن بآن برسد و اميدهاى او خود دور و دراز است پس او را دور خواهد ديد.
٨٢٦٠ من كاشفك فى عيبك حفظك فى غيبك.
هر كه اظهار كند بتو عيب ترا حفظ كند ترا در غايبانه تو، مراد اينست كه كسى كه اظهار عيب تو بتو بكند او دوست تست و دوست در غايبانه حفظ جانب دوست كند و عيب او را نگويد پس از چنين كسى آزرده نبايد شد بلكه بايد دوست داشت او را.
٨٢٦١ من داهنك فى عيبك عابك فى غيبك.
هر كه مداهنه كند با تو در عيب تو، يعنى سهل شمارد آن را يا اظهار نكند عيب كند ترا در غايبانه تو، زيرا كه چنين كسى دشمن است و دشمن كسى نمىشود كه غايبانه او عيب او را نگويد.
٨٢٦٢ من لا يبالك[١] فهو عدوك.
[١] - كذا در نسخه شارح( ره) و در چاپ صيدا( ص ٢٠٢، س ١)« لم يبال بك» و در أقرب الموارد گفته:« بالاه و بالى به مبالاة و بلاء و بالة و بالا، على غير قياس، و أصلهما بالية و باليا اهتم به و اكترث له، و لا أباليه لا أخابره لقلة اكتراثى له، و يقال: لم أبال و لم أبل و لم أبل بحذف الالف تخفيفا لكثرة الاستعمال».