شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٦ - ٨٥٤١ من أهمل العمل بطاعة الله ظلم نفسه
و زحمت سياست، و رنج آن را بر خود گذارد.
٨٥٣٦ من قصر عن السياسة صغر عن الرياسة.
هر كه كوتاه باشد از سياست كوچك باشد از رياست، يعنى هر كه كوتاهى كند در امر و نهى رعيت و اصلاح احوال ايشان باين كه از او نيايد يا كاهلى كند و نكند مرتبه او كوچكست، و اهليت سركردگى و قابليت رياست ندارد.
٨٥٣٧ من اجترأ[١] على السلطان فقد تعرض للهوان.
هر كه جرأت كند بر پادشاه پس بتحقيق كه متعرض خوارى گرديده، مراد منع از جرأتكردن بر پادشاه است بگفتن حرفى يا كردن كارى كه ملايم طبع او نباشد و او را از آن خوش نيايد و اين كه آن خود را در معرض خوارى در آوردنست.
٨٥٣٨ من سأل ما لا يستحق قوبل بالحرمان.
هر كه سؤال كند چيزى را كه مستحق آن نباشد برابر كرده شود بمحرومى، مراد تعليم مردم است باين كه هر كه سؤالى كند از درگاه حق تعالى يا از كسى، بايد كه سؤال چيزى باشد كه استحقاق و اهليت آنرا داشته باشد و اگر نه در برابر آن سؤال و بازاء آن محرومى خواهد بود و ثمره ديگر نخواهد داشت.
٨٥٣٩ من دارى أضداده أمن المحارب.
هر كه مدارا كند با دشمنان خود ايمن گردد از «محارب» يعنى جنگها، يا جنگ كنندهها.
٨٥٤٠ من فكر فى العواقب أمن المعاطب.
هر كه فكر كند در عاقبتها ايمن گردد از «معاطب» يعنى هلاكتها يا جايگاههاى هلاكت.
٨٥٤١ من أهمل العمل بطاعة الله ظلم نفسه.
[١] - در نسخه شرح بخط شارح( ره):« اجترى» بقلب همزه بالف بمنظور تخفيف.