شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٣ - ٨٦٢٠ من غاظك بقبح السفه عليك فغظه بحسن الحلم عنه
٨٦١٦ من استهان بالأمانة وقع فى الخيانة.
هر كه سهل شمارد امانت را بيفتد در خيانت، ظاهر اينست كه مراد اين باشد كه امانتدارى را سهل نبايد دانست و تا ضرورتى نشود مرتكب آن نشد كه هر كه سهل شمارد آنرا و بىضرورتى بسيار قبول امانات كند نمىشود كه در خيانتى نيفتد اگر همه بتقصير در حفظ و نگهدارى آنها باشد.
٨٦١٧ من وقف عند قدره أكرمه الناس.
هر كه بايستد نزد قدر خود گرامى دارند مردم او را، مراد به «ايستادن نزد قدر خود» اينست كه پا از اندازه خود بيرون نگذارد و با مردم بقدر مرتبه خود سلوك كند و زياده روى نكند، چه هر كه چنين سلوك كند مردم پسند كنند سلوك او را، و او را گرامى دارند، و هر كه تجاوز كند از حد خود و در گذرد مردم را بد آيد سلوك او، و خوار گردانند او را
چنانكه فرموده:
٨٦١٨ من تعدى حده أهانه الناس.
هر كه درگذرد از حد خود خوار گردانند او را مردم.
٨٦١٩ من أنف من عمله اضطره ذلك الى عمل خير منه.
هر كه ننگ داند عمل خود را ناچار سازد او را اين بسوى عملى بهتر از آن، مراد ترغيب در اينست كه آدمى هر كارى كه كند نپسندد آن را بلكه آن را ننگ خود داند و لايق خود نداند، زيرا كه هر كه چنين باشد مضطر مىشود باين كه بعد از آن كار بهتر از آن بكند و همچنين، بخلاف كسى كه كار خود را پسندد كه در آن مرتبه ماند و ترقى نكند.
٨٦٢٠ من غاظك بقبح السفه عليك فغظه بحسن الحلم عنه.