شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٢ - ٨٧٠٩ من صح يقينه زهد فى المراء
و تعظيم و توقير اوست تعالى شأنه.
٨٧٠٥ من أطاع امامه فقد أطاع ربه.
هر كه اطاعت و فرمانبردارى كند امام خود را پس بتحقيق كه اطاعت نمايد پروردگار خود را، زيرا كه حق تعالى امر كرده باطاعت او، و آنچه او گويد از أوامر و نواهى همه از جانب حق تعالى است پس اطاعت او اطاعت حق تعالى باشد.
٨٧٠٦ من ثبتت له الحكمة عرف العبرة.
هر كه ثابت شود از براى او حكمت يعنى علم راست درست بشناسد عبرت را، يعنى تواند عبرت گرفت از آنچه عبرت از آن بايد گرفت، يا بشناسد قدر عبرت گرفتن را و فوايد آنرا.
٨٧٠٧ من انتصر بالله عز نصره.
هر كه يارى بجويد بخدا غالب باشد يارى او، يعنى ياريى كه خدا او را كند، يا ياريى كه او ديگرى را كند بر قياس فقره بعد.
٨٧٠٨ من استظهر بالله أعجز قهره.
هر كه قوى پشت گردد بخدا عاجز گرداند قهر او، يعنى قهر او بر كسى كه قهر كند بر او عاجز گرداند او را.
٨٧٠٩ من صح يقينه زهد فى المراء.
هر كه درست باشد يقين او بىرغبت باشد در مراء، «مراء» بكسر ميم بمعنى جدال است يعنى اثبات مطلب خود بمقدمات باطله بتلبيس بر خصم و اظهار حقيت آنها، و اسكات خصم به آنها، و «وجه بىرغبت بودن كسى كه يقين او درست باشد در آن» ظاهرست، زيرا كه تلبيس و ترويج باطل عقلا و شرعا قبيح است مگر اين كه غرض صحيحى در آن باشد مثل اين كه مدعى حق باشد و مقدمات هر چند حق نباشد خصم مسلم داشته باشد آنها را، يا مشهور باشد حكم بصحت آنها، و خصم بسبب آنها براه حق آيد و بآن مدعاى حق كه در آن وقت اثبات حقيت آن مطلب افتاده