شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠١ - ٨٤٧٦ من سل سيف العدوان قتل به
٨٤٧١ من تجبر حقره[١] الله و وضعه.
هر كه تكبر كند كوچك گرداند خدا او را و پست كند.
٨٤٧٢ من تواضع عظمه الله و رفعه.
هر كه فروتنى كند بزرگ گرداند او را خدا و بلند كند.
٨٤٧٣ من كثر احسانه أحبه اخوانه.
هر كه بسيار باشد احسان او دوست دارند او را برادران او.
٨٤٧٤ من حسنت كفايته أحبه سلطانه.
هر كه نيكو باشد كفايت او دوست دارد او را پادشاه او، غرض تعليم مردم است باين كه هرگاه دوستى پادشاه را خواهند بايد كه كفايت خدمات او را و كارگزارى آنها را نيكو كنند كه آن البته سبب دوستى او مىگردد.
٨٤٧٥ من عامل بالغى كوفى به.
هر كه معامله كند بسركشى و سربلندى جزا داده شود بآن، يعنى هر كه با مردم بتكبر و سركشى و سربلندى سلوك كند حق تعالى بجزاى آن چنان كند كه ديگرى بر او مسلط شود كه با او چنان سلوك كند، يا اين كه بايد كه مردم نيز هر كه تواند بجزاى آن با او چنين سلوك كند چنانكه وارد شده كه: تكبر بر متكبر حسنه است.
٨٤٧٦ من سل سيف العدوان قتل به.
هر كه بكشد شمشير ستم را كشته شود بآن، يعنى همان شمشير سبب هلاكت او شود هر چند آن بستم نباشد و بحق باشد، يا اين كه خاصيت ستم اين باشد كه
[١] -« حقره» را بتخفيف قاف نيز مىتوان خواند زيرا كه مجرد آن نيز متعديست.