شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٦ - ٧٥١٣ ليس من خالط الاشرار بذى معقول
٧٥٠٨ ليس شيء احمد عاقبة و لا الذ مغبة و لا ادفع لسوء ادب و لا اعون على درك مطلب من الصبر.
نيست چيزى ستوده شدهتر بحسب عاقبت، و نه لذيذتر بحسب مغبت، و نه دفع كنندهتر مربدى ادب را، و نه يارى كنندهتر بر دريافتن مطلبى از صبر، «مغبه» نيز بمعنى عاقبت است، و «مربدى ادب را» يعنى بىادبى كردن مردم را نسبت باو.
٧٥٠٩ ليس مع الخلاف ايتلاف.
نيست با مخالفت التيامى، غرض اينست كه اگر دو كس خواهند كه ميانه ايشان اجتماع و التيامى باشد بايد كه موافقت كنند با يكديگر و مخالفت نكنند و اگر نه التيام حاصل نشود و اگر بوده باشد زايل شود.
٧٥١٠ ليس مع الشره عفاف.
نيست با غلبه حرص پرهيزگاريى.
٧٥١١ ليس فى سرف شرف.
نيست در هيچ سرفى شرفى، «سرف» بسين بىنقطه بمعنى اسراف است و بشين با نقطه بمعنى بلندى مرتبه، و مراد اينست كه اسراف شرفى نيست چنانكه مسرفان گمان ميكنند، يا اين كه شرفى با آن باقى نمىماند بلكه بزودى باعث خوارى و پستى مرتبه مىگردد.
٧٥١٢ ليس فى اقتصاد تلف.
نيست در ميانه رويى تلفى، يعنى ميانهروى باعث تلفى نمىشود بخلاف اسراف كه توانگرى و مال را تلف كند و باعث تلف دين نيز مىشود باعتبار حرمت آن فى نفسه، و بسبب اين نيز كه مىدارد آدمى را بر كسبهاى حرام يا شبههناك.
٧٥١٣ ليس من خالط الاشرار بذى معقول.