شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٩ - ٨٦٠١ من زاد علمه على عقله كان وبالا عليه
هر كه باز ايستد از گناهان سبك شود وزر او و عظيم گردد نزد خدا قدر او، «وزر» بكسر واو و سكون زاى با نقطه بمعنى گناه است و گرانى، و در اينجا معنى دويم مناسبترست، يعنى سبك شود پشت او از گرانى كه بسبب گناهان حاصل شود.
٨٥٩٨ من جرى فى ميدان أمله عثر[١] بأجله.
هر كه روان گردد در ميدان اميد خود برو در افتد بأجل خود، يعنى هر كه اميدهاى او برآيد و روان گردد در ميدان آنها زود برو در افتد بمرگ چنانكه بتجربه رسيده و قبل از اين نيز مذكور شد، و ممكن است مراد اين باشد كه هر كه روان شود در ميدان اميدهاى خود سعى كند از براى آنها يك بار برو در افتد بمرگ در هلاكت و زيان و خسران اخروى.
٨٥٩٩ من سعى لدار اقامته خلص عمله و كثر وجله.
هر كه سعى كند از براى سراى اقامت خود خالص گردد عمل او و بسيار باشد وجل او، يعنى خوف و ترس او از حق تعالى.
٨٦٠٠ من كثرت نعم الله عليه كثرت حوائج الناس اليه.
كه بسيار شود نعمتهاى خدا بر او بسيار شود حاجتهاى مردم بسوى او، غرض اينست كه هر كه آنرا خواهد بايد كه اين را بر خود گذارد و از اين ملول و دلتنگ نشود و سعى كند در بر آوردن آنها.
٨٦٠١ من زاد علمه على عقله كان وبالا عليه.
هر كه زياد باشد علم او بر عقل او بوده باشد و بالى بر او، مراد عقل عملى است كه بدارد او را بر عمل بعلم خود، و چون گناهى كه كسى ندانسته بكند اگر معفو نباشد يقين سبكترست از آن هرگاه دانسته بكند، چنانكه مكرر مذكور شد،
[١] - شارح( ره)« عثر» را بتثليث ثاء مثلثه ضبط كرده و بر روى آن كلمه« جميعا» نيز گذاشته است يعنى قرائت« عثر» بفتح و كسر و ضم ثاء درست است، در اقرب الموارد گفته:
« عثر الفرس( كنصر و ضرب و علم و شرف) عثرا و عثيرا و عثارا زل و كبا( تا آخر گفتار او)».