شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤١ - ٩٠٧٩ من لم يحتمل زلل الصديق مات وحيدا
آورد، و در مكروهات نيز ترغيب و رغبت در ترك مطلق آنها بايد و همچنين ترك أكثر آنها را، و اما ترك همه آنها پس اگر چه مقدور مىنمايد اما از براى غير نفوس قدسيه خالى از اشكالى نيست، و مراد به «حدهاى خدا» يا حدوديست كه از براى بعضى محرمات قرار داده مثل زنا و شراب و امثال آنها، و مراد به «محافظت بر آنها» اقامت آنهاست بر كسى كه مستحق آنها شود، و با مراد هر حد و اندازه است كه از براى هر عبادت و هر چيز قرار داده، و مراد به «محافظت آنها» رعايت آنهاست و تجاوز نكردن از آنها نه بتفريط و نه بافراط، و اول ظاهرترست، و بنا بر آن مخصوص خواهد بود بكسى كه اقامت حدود تواند كرد كه آن امام باشد يا نايب خاص او و يا نايب عام كه مجتهد باشد بنا بر مشهور هرگاه متمكن باشد از آن.
٩٠٧٧ من سمحت[١] نفسه بالعطاء استعبد أبناء الدنيا.
هر كه جود كند نفس او بعطا بنده گرداند أبناى دنيا را، چنانكه مشهورست كه: مردمان بندگان احسانند.
٩٠٧٨ من لم تنفعك حياته فعده فى الموتى.
هر كه نفع نرساند بتو زندگى او پس بشمار او را در مردگان، يعنى دوستى و مصاحبت با او مكن و او را مرده انكار كن، و پوشيده نيست كه اين در غير مؤمنى است كه دوستى و مصاحبت با او در راه خدا باشد زيرا كه أجر و ثوابى كه بر دوستى و مصاحبت با او مترتب مىشود كافيست در نفع او هر چند نفع ديگر از او باو نرسد.
٩٠٧٩ من لم يحتمل زلل الصديق مات وحيدا.
هر كه بر ندارد و تحمل نكند لغزشهاى دوست را بميرد تنها، غرض ترغيب
[١] - در أقرب الموارد گفته:« سمح بكذا( كمنع) سماحا جاد، و له بالشىء سماحة أعطاه اياه، و العود لان».