شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٩ - ٨٨٤٣ من ذكر الموت رضى من الدنيا باليسير
نباشد يعنى بجزاى آن بدگمانى بآن كس مبتلى گردد باين كه نيكو شود گمان او بكسى كه چنان نباشد و امين گرداند او را و او خيانت كند با او، و ظاهر اينست كه مراد در اينجا چنانكه در فقره سابق مذكور شد بدگمانيى باشد كه اعتقاد بآن كند و عمل كند بمقتضاى آن برسانيدن زيان و خسرانى باو نه مجرد احتمال خيانت باو و احتياط و حزم در معامله با او.
٨٨٣٩ من أسرع الى الناس بما يكرهون قالوا فيه ما لا يعلمون.
هر كه شتاب كند بسوى مردم به آن چه ناخوش دارند بگويند در او آنچه ندانند، مراد منع از شتاب كردن و رسانيدن خبرهاى ناخوش است بمردم، و اين كه آن سبب اين مىشود كه ايشان متهم دارند او را بچيزى چند كه علم بآن نداشته باشند و از همان شتاب او استنباط كنند مثل دشمنى با ايشان و بد ذاتى و شاد شدن برسيدن مكروهى بايشان و مانند آنها.
٨٨٤٠ من حسن ظنه بالله فاز بالجنة.
هر كه نيكو باشد گمان او بخدا فيروزى يابد ببهشت، چنانكه مكرر مذكور شد.
٨٨٤١ من حسن ظنه بالدنيا تمكنت منه المحنة.
هر كه نيكو باشد گمان او بدنيا متمكن شود از او محنت، يعنى ثابت و برقرار گردد در او.
٨٨٤٢ من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبة.
هر كه نيكو باشد گمان او بمردم جمع كند از ايشان دوستى را، مراد به «نيكو بودن گمان او بمردم» اينست كه حكم ببدى ايشان نكند و بناى حال ايشان را بر خوبى گذارد و بر وفق آن سلوك كند با ايشان از دوستى و مهربانى و مانند آن، و ظاهرست كه سلوك با مردم بر اين وجه باعث دوستى ايشان مىشود.
٨٨٤٣ من ذكر الموت رضى من الدنيا باليسير.