شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٣ - ٨٤٨٥ من ارتاب بالايمان أشرك
٨٤٨١ من[١] رغب فيها أتعبته و أشقته.
هر كه رغبت كند در دنيا بتعب اندازد دنيا او را و بدبخت گرداند او را، يعنى بحسب آخرت يا بحسب دنيا نيز.
٨٤٨٢ من صدقت لهجته قويت حجته.
هر كه راست باشد زبان او قوى باشد برهان او، يعنى حجت و دليلى كه از براى مطلبى از مطالب خود گويد از عذرها يا غير آنها قوى باشد و همه كس قبول كنند، يا اين كه حجت او نزد خدا بر استحقاق رحمت و بخشايش قوى باشد يعنى همان راستگوئى خود را حجت از براى آن مىتواند كرد و حجت قوتى باشد از براى او.
٨٤٨٣ من أحبنا فليعمل بعملنا و ليتجلبب الورع.
هر كه دوست دارد ما را پس بايد كه عمل كند بعمل ما، و پيراهن كند پرهيزگارى را، بيان عمل ايشانست كه دوستان ايشان نيز بايد كه بكنند و آن اينست كه پرهيزگارى را لازم خود سازند و مانند پيراهن از خود جدا نكنند.
٨٤٨٤ من كان بيسير الدنيا لا يقنع لم يغنه من كثيرها ما يجمع.
هر كه بوده باشد چنين كه باندك دنيا قناعت نكند بىنياز نكند او را از بسيار آن آنچه جمع كند، يعنى كسى كه باندك دنيا كه داشته باشد قناعت نكند او بىنياز نشود ببسيار از آن نيز كه جمع كند، زيرا كه هرگاه قناعت نباشد هر چه جمع كند زياده بر آن خواهد و از براى آن سعى كند و هميشه مانند محتاجان در تعب و زحمت طلب باشد پس در حقيقت هميشه درويش باشد و هرگز توانگر نگردد.
٨٤٨٥ من ارتاب بالايمان أشرك.
[١] - در نسخ چاپى« و من» با حرف عطف« و»، و هو الصحيح لوجود الضمير فى الحديث الثاني زيرا اگر حديث دوم را مستقل بگيريم ضمير« فيها» بدون مرجع خواهد بود.