شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٥ - ٧٥٤١ لم يلق احد من سراء الدنيا بطنا الا منحته من ضرائها ظهرا
گردانيده، زيرا كه آنرا لايق جزاى ايشان ندانسته تا اين كه صاف گرداند از براى ايشان، و هر چند ناصاف باشد از براى آخرت كه آماده كرده از براى ايشان سودمندترست، و همچنين بسبب اين بخيلى نفرموده بآن بر دشمنان خود، زيرا كه ايشان أهليت نعمت و احسانى كه وقعى داشته باشد در نظر حق تعالى ندارد، پس اگر دنيا را وقعى مىبود نزد او بهره نمىداد ايشان را از آن مانند آخرت، چنانكه در بعضى احاديث وارد شده كه: اگر دنيا را اعتبار پر پشه بود نزد حق تعالى هر آينه نمىچشانيد بكافران شربت آبى از آن.
٧٥٤٠ لم يتصف بالمروة من لم يرع ذمة اوليائه، و ينصف اعدائه.
و صف پذير نشده بمروت كسى كه رعايت نكرده پيمان دوستان خود را، و انصاف و عدل نكرده با دشمنان خود.
٧٥٤١ لم يلق احد من سراء الدنيا بطنا الا منحته من ضرائها ظهرا.
برنخورده احدى از شادمانى دنيا بطنى را مگر اين كه عطا كرده دنيا او را از سختى خود ظهرى، ظاهر اينست كه مراد به «بطن» چيزيست كه ظاهر و نمايان نباشد و به «ظهر» آنچه ظاهر و نمايان باشد و مراد اينست كه: نمىشود كه هرگاه كسى از دنيا باندك شادمانى برخورد كه ظاهر و نمايان نباشد در عقب آن عطا نكند دنيا باو از شدت و سختى خود قدرى ظاهر نمايان، و شارحان نهج البلاغة گفتهاند كه: تخصيص شادمانى ببطن و سختى بظهر، يا باعتبار بطن و ظهر سپر است زيرا كه شكم آن بسوى اين كس است و پشت آن بسوى دشمن، و يا باعتبار اين كه در حال جنگ سپر را بر رو مىكشند پس مردم برميخورند بپشت آن و چون آشتى كنند برميدارند آنرا پس برميگردد و بطن آن ظاهر مىشود و برميخورند مردم بآن، يا اين كه در حال آشتى مطلقا مىاندازند آنرا و بطن آن نمايان مىشود پس بآن اعتبار برخوردن ببطن چيزى تخصيص داده شده بحال دوستى و آشتى، و بظهر آن تخصيص داده شده بحال دشمنى و جنگ، و يا