شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٦ - ٨٤٩٦ من ساء كلامه كثر ملامه
هر كه طلب كند چيزى را مىرسد بآن يا بپاره از آن، غرض ترغيب در سعى و طلب است در مطالب ضروريه و اين كه هر چند مشكل نمايد ترك سعى در آن نبايد كرد كه هر كه طلب كند چيزى را و سعى كند در آن مىرسد بآن يا بپاره از آن، و هر يك كه بشود به از آنست كه بالكليه آنرا واگذارد.
٨٤٩١ من رضى عن نفسه كثر الساخط عليه.
هر كه خشنود باشد از خود بسيار باشد خشمناك بر او، زيرا كه خشنودى از خود عجب و خودبينى است كه خدا و خلق را از آن خشم آيد.
٨٤٩٢ من بذل معروفه كثر الراغب اليه.
هر كه بذل كند احسان خود را بسيار شود رغبت كننده بسوى او، مراد راه نمودن جمعيست كه رغبت نمودن مردم را بسوى خود خواهند باين كه راه آن بذل عطاست و احسان.
٨٤٩٣ من حسن خلقه سهلت له طرقه[١].
هر كه نيكو باشد خلق او هموار باشد طرق او، يعنى راههاى او يعنى راههاى معاش و زندگانى او سخت و دشوار نباشد.
٨٤٩٤ من شكر المعروف فقد قضى حقه.
هر كه شكر كرده احسان را پس بتحقيق كه بجا آورده حق آن را.
٨٤٩٥ من حسن كلامه كان النجح أمامه.
هر كه نيكو باشد كلام او بوده باشد فيروزى پيش روى او.
٨٤٩٦ من ساء كلامه كثر ملامه.
[١] - شارح( ره) كلمه« طرقه» را كه جمع طريق است و بضم( راء) است بجهت موازنه با« خلقه»( بسكون لام) بسكون راء خوانده است و بهتر قرائت آن مطابق متن است كه موافق با نص لغت است و قرائت« خلقه» است بضم لام كه لغتى است فصيح و منصوص عليه.