شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨١ - ٧٨٧٧ من قبض يده مخافة الفقر فقد تعجل الفقر
٧٨٧٣ من توخى الصواب أنجح.
هر كه طلب راه درست كند فيروزى يابد.
٧٨٧٤ من عمل للدنيا خسر.
هر كه عمل كند از براى دنيا زيان كند، زيرا كه كمست كه امور دنيوى بىزيان اخروى باشد و بر تقديرى كه باشد ظاهرست كه سعيى كه از براى آن بشود اگر بعوض آن از براى أمرى أخروى بشود نفع آن بيشتر باشد و همين نيز زيانيست، و پوشيده نيست كه اين در غير قدريست كه از براى معاش ضرور باشد بلكه آن نيز سعى از براى آخرتست چه او مأمورست بآن، و همچنين وقتيست كه غرض مجرد دنيا باشد و اما اگر سعى كند از براى دنيا از براى اغراض اخروى مثل اين كه تحصيل مال كند از براى امداد و اعانت محتاجان و مستحقان و صرف آن در ساير وجوه خيرات و مبرات و قربات پس آن در حقيقت كار از براى دنيا نيست بلكه از براى آخرتست.
٧٨٧٥ من داخل السفهاء حقر.
هر كه داخل شود در ميان سفها، يعنى آميزش و مصاحبت كند با نادانان و كم عقلان تحقير كرده شود، يعنى مردم تحقير او كنند و او را سبك شمارند.
٧٨٧٦ من صاحب العقلاء وقر.
هر كه مصاحبت كند با عقلا توقير كرده شود، يعنى مردم تعظيم و توقير او كنند.
٧٨٧٧ من قبض يده مخافة الفقر فقد تعجل الفقر.
هر كه درهم كشد دست خود را از ترس پريشانى پس بتحقيق كه تعجيل كرده پريشانى را، مراد منع از اينست كه كسى امساك و بخل كند از ترس اين كه مبادا عاقبت پريشان شود و اين كه چنين كسى در حقيقت تعجيل كرده در پريشانى