شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٢ - ٧٦٠٩ لو عقل المرء عقله لاحرز سره عمن افشاه اليه، و لم يطلع احدا عليه
خبرى كه داده، و يا كافر شدنست باو از راه عداوت بآن حضرت بسبب اين كه چرا خبر داده آن حضرت را به آنها، يا كافر شدن باو بسبب من باين كه هرگاه اين خبرها را از من بشنويد قائل نشويد بپيغمبرى من و تكذيب كنيد رسول خدا را در آنچه خبر داده از ختم انبيا باو، و بنا بر اين ممكن است كه «فى» بمعنى «سبب من» نباشد بلكه بمعنى «در باره من» باشد و مراد تكذيب ايشان باشد رسول خدا را در آنچه خبر داده در باره آن حضرت بامامت و وصايت نه نبوت و رسالت، و باقى كلام ظاهرست و محتاج بشرح نيست.
٧٦٠٧ لو جرت الأرزاق بالألباب و العقول لم تعش البهائم و الحمقى[١].
اگر روان مىشد روزيها بعقلها و خردها زندگانى نمىكردند چهارپايان و احمقان.
٧٦٠٨ لو بقيت الدنيا على احدكم لم تصل الى من هى فى يديه.
اگر باقى مىماند دنيا بر احدى از شما نمىرسيد بسوى كسى كه آن در دستهاى اوست.
٧٦٠٩ لو عقل المرء عقله لاحرز سره عمن افشاه اليه، و لم يطلع احدا عليه.
اگر در مىيافت مرد دريافت خود را هر آينه نگه مىداشت سر خود را از كسى كه فاش كرده آنرا بسوى آن، و آگاه نمىساخت أحدى را بر آن، يعنى اگر در مىيافت چيزها را بدريافتى كه دارد.
[١] - نزديك بمفاد اين حديث شريف است اين دو بيت معروف:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|