شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٠ - ٧٥٧٢ لو ان الموت يشترى لاشتراه الاغنياء
دارد مرا هر آينه دشمن نمىدارد مرا، و دشمنى منافقان با من بمرتبهايست كه اگر تمام دنيا را بيكى از ايشان بدهم تا اين كه دوست دارد مرا دوست نمىدارد مرا، و در نهج البلاغه تتمه از براى اين كلام معجز نظام نقل شده كه در آن وجه هر دو حكم ذكر شده و آن اينست كه اين بسبب اينست كه تقدير شده پس گذشته بر زبان نبى أمى ٦ اين كه گفته: دشمن نمىدارد ترا مؤمنى و دوست نمىدارد ترا بدبخت منافقى، و مراد اينست كه اين معنى تقدير شده، يعنى علم حق تعالى بآن تعلق گرفته و پيغمبر خبر از آن داده پس محالست كه خلاف آن واقع شود بهر سببى از أسباب كه كه فرض وقوع آن بشود.
و پوشيده نيست كه از اين لازم نمىآيد كه ايشان مجبور باشند در آنها، زيرا كه علم حق تعالى علت نيست بلكه تابع است پس چون هر يك از ايشان البته چنان خواهند بود هر چند باختيار خود باشد حق تعالى چنان دانسته و اگر اختيار خلاف آن مىكردند حق تعالى خلاف آن را مىدانست و بر هر تقدير بر ايشان جبرى نيست و با وجود اين خلاف آنچه علم حق تعالى بآن تعلق گرفته محالست كه واقع شود.
٧٥٧٢ لو ان الموت يشترى لاشتراه الاغنياء.
اگر مرگ خريده مىشد هر آينه مىخريدند آنرا توانگران، ممكن است كه مراد اين باشد كه توانگر را چندان حرص خريدن چيزها و جمع آنها باشد كه اگر مرگ را مىتوانست خريد آنرا هم مىخريدند و بفكر خسران و زيان آن نمىافتادند، يا اين كه مضايقه از زيان آن نمىداشتند چنانكه مىخرند چيزى چند را كه باعث هلاكت أخروى ايشان مىشود و باكى ندارند از آن، يا اين كه مىخريدند آنرا تا در فرمان ايشان باشد و كارى بايشان نداشته باشد، يا مرگ دشمنان خود را يا جمعى كه ميراث آنها بايشان برسد مىخريدند، يا مراد بعضى از اغنيا باشد كه تعب و زحمت زياد مىكشند در حفظ توانگرى خود و اين كه ايشان بمرتبه از زندگانى خود تنگ مىآيند كه اگر مرگ خريده مىشد ايشان مىخريدند، و فقرا اگر چه گاهى ايشان نيز تعب و زحمت زياد مىكشند