شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٨ - ٨٢٩٧ من كتم علما فكأنه جاهل
داشته باشد و سعى كند از براى آن بايد كه در آن متوسل شود بحق تعالى و اعتماد تمام او بر فضل و احسان او باشد و زياده بر احتمال رسيدن بآن نداشته باشد.
٨٢٩٤ من سالم الناس سترت عيوبه.
هر كه آشتى كند با مردم پوشيده شود عيبهاى او، غرض ترغيب در اينست كه آدمى با همه مردم آشتى باشد و با كسى نزاع و جدالى نداشته باشد، و اين كه اين باعث اين مىشود كه عيبهاى او پوشيده شود زيرا كه كسى كه چنين باشد كسى را نيز با او كارى نباشد و جوياى عيبهاى او نشود پس عيبهاى او پنهان ماند بخلاف كسى كه با مردم عداوت و دشمنى كند چه دشمنان جوياى عيوب او گردند و نمىشود كه آنها با تفحص و تجسس ايشان ظاهر نگردد و رسوا نشود.
٨٢٩٥ من اعتبر بعقله استبان.
هر كه عبرت بگيرد بعقل خود عارف شود، يعنى به آن چه خير او باشد يا براه راست درست، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه هر كه بسنجد چيزها را بعقل خود عارف شود، و بر هر تقدير وجه آن ظاهرست و محتاج ببيان نيست.
٨٢٩٦ من أفشى سرا استودعه[١] فقد خان.
هر كه فاش كند سرى را كه سپرده شده باشد آنرا پس بتحقيق كه خيانت كرده، مراد اينست كه خيانت كه عقلا و شرعا مذموم است شامل اين نيز باشد و مخصوص بخيانت در اموال نيست.
٨٢٩٧ من كتم علما فكأنه جاهل.
هر كه پنهان دارد علمى را پس گوئيا كه او نادانست، غرض ترغيب در اظهار علوم و تعليم آنها بديگران و بخل نكردن در آنست، نهايت اين در بعضى علوم است مثل احكام شرعيه از براى كسى كه سؤال كند از آنها، و در بعضى ديگر مثل
[١] - كذا در نسخه شارح( ره) و در چاپ صيدا، ليكن در چاپ بمبئى( ص ٣١٣، س ٥):« أودعه».