شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٩ - ٨٢٥٢ من استقل من الدنيا استكثر مما يؤمنه
«عمل» بجاى «أمر» است، و بنا بر اين ترجمه اينست كه: هر كه عمل كند بمعروف، و نسخه اول ظاهرترست.
٨٢٤٩ من نهى عن المنكر أرغم أنوف الفاسقين.
هر كه نهى كند از منكر بر خاك مالد بينيهاى فاسقان را، «بر خاك ماليدن بينى كسى» كنايه از خوار و سبك كردن اوست، و مراد به «معروف» كارهاى خوبست و به «منكر» كارهاى بد، و تفصيل كيفيت امر بمعروف و نهى از منكر و اقسام آن مكرر مذكور شد.
٨٢٥٠ من ظلم عباد الله كان الله خصمه دون عباده.
هر كه ستم كند بندگان خدا را، بوده باشد خدا خصم او در گذشت از بندگان او، يعنى خدا نيز خصم و مدعى او باشد زياده بر بندگان، و ممكن است كه ترجمه آن باشد كه: خواهد بود خدا خصم او نه بندگان او، يعنى در حقيقت خصم و مدعى او خدا خواهد بود نه بندگان او.
٨٢٥١ من يكن الله سبحانه خصمه يدحض حجته و يعذبه فى الدنيا و معاده.
هر كه بوده باشد خداى سبحانه خصم او باطل كند حجت او را، و عذاب كند او را در دنيا و در روز بازگشت او، مراد به «باطل كردن حجت او» اينست كه او حجت و دليلى كه دست زند از براى خلاصى خود و هر عذرى كه گويد از براى گناه خود حق تعالى آن را باطل كند و از گناه او نگذرد.
٨٢٥٢ من استقل من الدنيا استكثر مما يؤمنه.
هر كه كم طلب كند از دنيا بسيار طلب كند از آنچه ايمن گرداند او را، يعنى همان كم طلب كردن دنيا طلب كردن زياديست از براى آنچه ايمن گرداند او را