شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٣ - ٨٩٤٢ من عرف الأيام لم يغفل عن الاستعداد
هر كه بداند مكر دنيا را فريب نخورد از آن بخوابهاى محال، يعنى پوچ بىاصل برگشته شده از حال واقع، يا پريشان متغير مختلف، و مراد دولتها و اعتبارات دنياست كه بمنزله آن خوابها پوچ و بىاصل است، يا اين كه متغير و متبدل است و هر چند روز تغيير و تبديل داده شود.
٨٩٤٠ من رضى بما قسم الله له لم يحزن على ما فى يد غيره.
هر كه راضى شود به آن چه خدا قسمت كرده از براى او اندوهناك نگردد بر آنچه در دست غير اوست، مراد ترغيب در راضى شدن آدميست بنصيب و بهره كه خداى عز و جل بر وفق حكمت و مصلحت از براى او قرار داده تا اين كه اندوهناك نگردد بر آنچه در دست ديگريست و اگر نه هميشه در حزن و اندوه باشد.
٨٩٤١ من ضعف عن حفظ سره لم يقو لسر غيره.
هر كه ضعيف باشد از نگاهدارى سر خود قوى نخواهد بود از براى سر غير خود، غرض منع از سپردن سر خودست بكسى كه ديده شود كه سر خود را نگاه ندارد، چه هرگاه او سر خود را نتواند نگاهداشت پس بطريق اولى سر ديگرى را هم نتواند نگاهداشت.
٨٩٤٢ من عرف الأيام لم يغفل عن الاستعداد.
هر كه بشناسد روزگار را غافل نشود از آماده شدن، يعنى هر كه بشناسد روزگار را چنانكه هست از اين كه باقى نماند و متغير و متبدلست و دولتها و فرصتهاى آن را بقا و ثباتى نيست غافل نشود از آمادهشدن و تهيه گرفتن از براى آخرت در هر وقت به آن چه ميسر باشد و فرصت آن يابد از ترس اين كه اگر تأخير كند مبادا ديگر ميسر نشود و فرصت آن نيابد، يا اين كه اعتماد بر مال و دولت دنيا نكند و بآن اعتبار غافل نشود از استعداد و تهيه گرفتن از براى عاقبت خود بلكه در هر حال در فكر و تدبير استعداد و تهيه مال خود نيز باشد.