شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٩ - ٩٢٢٠ من أعان على مسلم فقد برىء من الاسلام
اهل ظلم كه ميل بايشان در توسل و منسوب شدن بايشان بد باشد اين معنى نيز بايد كه بعمل نيايد.
٩٢١٧ من طال صبره حرج صدره.
هر كه دراز كشد صبر او تنگ شود سينه او، مراد بيان عذريست از براى چنين كسى اگر بدخوئى كند، يا ترغيب در لطف و مهربانى با او.
٩٢١٨ من سكن الوفاء صدره أمن الناس غدره.
هر كه قرار گيرد وفا در سينه او ايمن گردند مردم از بيوفائى او، يعنى بمجرد اين كه كسى وفادارى را در سينه خود قرار دهد و عزم آن داشته باشد، با آنكه امريست نهانى اثر كند در دلهاى مردم و ايمن گردند از بيوفائى او و دوست گردند با او، و ممكن است كه «الناس» بفتح سين خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: هر كه ساكن شود وفا در سينه او ايمن گردد از مردم از بيوفائى يعنى از اين كه مردم بيوفائى كنند باو، و اول ظاهرترست بحسب لفظ و دويم بحسب معنى چنانكه پوشيده نيست.
٩٢١٩ من غرس فى نفسه محبة أنواع الطعام اجتنى ثمار فنون الأسقام.
هر كه بكارد در نفس خود دوستى انواع خوردنيها را بچيند ميوههاى أقسام أسقام و بيماريها را.
٩٢٢٠ من أعان على مسلم فقد برىء من الاسلام.
هر كه يارى كند بر مسلمانى پس بتحقيق كه بيزار شده از مسلمانى، مراد يارى كردن كسيست بر كشتن مسلمانى، يا بر مطلق ضرر رساندن بمسلمانى، و اول ظاهرترست بنا بر مبالغه كه در ذم او واقع شده، و بر هر تقدير مراد اينست كه: بمنزله اينست كه بيزار شده باشد از مسلمانى و بيرون رفته باشد از آن، يا اين كه بيزار شده از مسلمانى كامل نه اين كه در حقيقت بيرون رود از مطلق مسلمانى، زيرا كه شرعا حكم بكفر قاتل مسلمان نشده چه جاى يارى كننده او، يا يارى كننده بر مطلق ضرر او.