شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٦ - ٨٧٧٨ من احتاج اليك كانت طاعته لك بقدر حاجته اليك
هر كه بلغزد از راه واضح راه يعنى وسط آن كه واضح و آشكارست بيفتد در حيرانى مضيق يعنى تنگى يا راه تنگ.
٨٧٧٥ من دعاك الى الدار الباقية و أعانك على العمل لها فهو الصديق الشفيق.
هر كه بخواند ترا بسوى سراى پاينده و يارى كند ترا بر آن، پس اوست دوست شفيق.
٨٧٧٦ من منع المال من يحمده ورثه من لا يحمده.
هر كه منع كند مال را از كسى كه ستايش او كند ميراث دهد او را بكسى كه ستايش او نكند.
٨٧٧٧ من قضى حق من لا يقضى حقه فقد عبده[١].
هر كه بجا آورد حق كسى را كه او بجا نياورد حق او را پس بتحقيق كه بنده گرداند او را، مراد به «حق» حق احسانست كه هر برادرى بر برادر خود دارد و غرض اينست كه هر كه احسان كند بكسى كه او احسان نكند باو، يا باعتبار اين كه قادر بر آن نباشد يا اين كه دشمنى و عداوتى با او داشته باشد پس او را بمنزله بنده خود گرداند، زيرا كه كسى كه قادر بر احسان نباشد و كسى احسان باو كند آن احسان كمال وقع در نظر او دارد و بآن اعتبار مطيع و فرمانبردار و بمنزله بنده او مىگردد، و همچنين دشمن هرگاه از كسى احسان ببيند با وجود دشمنى قطع دشمنى كند و دوست و بنده گردد چنانكه بتجربه معلوم شده.
٨٧٧٨ من احتاج اليك كانت طاعته لك بقدر حاجته اليك.
[١] - در كتب لغت ضمن ذكر معانى« عبد»( بتشديد باء) گفتهاند:« جعله او اتخذه عبدا».