شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٦ - ٧٧٦٣ من استعان بالله اعانه
٧٧٥٩ من تكبر فى سلطانه صغره.
هر كه تكبر كند در سلطنت خود كوچك گرداند آن را، يعنى سلطنت خود را، و اين باعتبار اينست كه تكبر باعث دشمنى مردم و تنفر مردم از ايشان مىگردد و اين كه چنانكه بايد اطاعت و فرمانبردارى او نكنند و سلطنت او بزرگ نگردد، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: كوچك گرداند خود را، و اين بهمان اعتبار باشد كه مذكور شد، و يا باعتبار اين كه تكبر از صفات ذميمه است و دليل خست نفس و دنائت آنست پس هرگاه كسى در سلطنت تكبر كند خود را از آن راه كوچك كند و از مرتبه بزرگى كه مقتضاى سلطنت است بيندازد.
٧٧٦٠ من من باحسانه كدره.
هر كه منت گذارد باحسان خود تيره و ناصاف گرداند آن را.
٧٧٦١ من عذب لسانه كثر اخوانه.
هر كه گوارا و شيرين باشد زبان او بسيار شود برادران و دوستان او.
٧٧٦٢ من حسن جواره[١] كثر جيرانه.
هر كه نيكو باشد همسايگى او بسيار شود همسايگان او.
٧٧٦٣ من استعان بالله[٢] اعانه.
[١] - شارح( ره) بر روى جيم« جوار» ضمه و بزير آن نيز كسره گذاشته و بر روى كلمه لفظ« معا» نوشته تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر دو وجه جايز است، در منتهى الارب گفته:« جاوره مجاورة و جوارا بالضم و قد يكسر همسايگى كرد با وى و در زنهار وى شد و نيز جوار بالكسر زنهار دادن كسيرا و زنهار و امان».
[٢] - در أقرب الموارد گفته:« استعانه و به استعانة طلب منه العون تقول:
استعنته فأعاننى و عوننى و عاوننى» و در منتهى الارب گفته:« استعنته و به يارى خواستم از وى» پس معلوم شد كه باء زايد است.