شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥ - ٧٣٥١ لقد جاهرتكم العبر، و زجركم ما فيه مزدجر، و ما بلغ عن الله بعد رسول الله مثل النذر
هر آينه بتحقيق كه پرواز كردى در حالت شكيرى، و آواز دادى در حالت صقبى، «شكير» پرى را مىگويند كه تازه برويد از مرغ پيش از اين كه قوى گردد، و «صقب» شتر بچه را مىگويند، پس او باعتبار كوچكى مرتبه او يك بار تشبيه شده بجوجه تازه پر برآورده كه پرواز كند با آنكه شأن آن نيست، و يك بار بشتر بچه كه به آواز آيد با آنكه مرتبه آن نيست، باعتبار اين كه شتر به آواز نيايد مگر بعد از اين كه بزرگ گردد.
٧٣٤٩ لطالب العلم عز الدنيا و فوز الآخرة.
از براى طالب علم عزت دنياست و فيروزى آخرت.
٧٣٥٠ للحازم من عقله عن كل دنية زاجر.
از براى دورانديش از عقل او از هر دنيه منع كننده ايست، يعنى عقل او منع كننده اوست از هر دنيه، يعنى صفت پست مرتبه.
٧٣٥١ لقد جاهرتكم العبر، و زجركم ما فيه مزدجر، و ما بلغ عن الله بعد رسول الله مثل النذر.
هر آينه بتحقيق كه آشكار شده از براى شما عبرتها، و منع كرده شما را آنچه در آنست منع پذيرفتن، و نرسانيده از جانب خدا بعد از رسول خدا كسى مانند ترسانندگان.
مراد ترغيب در اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى است و اين كه عذرى از براى مخالفت آن نمانده، زيرا كه عبرتها يعنى أمورى كه بآن عبرت توان گرفت آشكار شده مثل عذابهايى كه نازل شد بر جمعى كه مخالفت پيغمبران كردند، و مراد به «آنچه منع كرده، و در آنست منع پذيرفتن يعنى كافيست آن از براى منع پذيرفتن» اخبار پيغمبران بوعدها و وعيدهاى ايشانست كه صدق آنها بمعجزات باهره ثابت شده، و ممكن است مراد ترغيب در ترك حرص در دنيا باشد و مراد به «عبرتها»