شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٠ - ٩١٧٥ من أطلق لسانه أبان عن سخفه
هر كه ملامت كند سفيهى را پس بتحقيق كه در آورد در عرضه دشنام نفس خود را، مراد منع از نصيحت و ملامت «سفيه» است يعنى كم حلم يا بىحلم يا جاهل، و اين كه باعث اين مىشود كه دشنام دهد و هرزه گويد.
٩١٧٢ من آثرك بنشبه فقد اختارك على نفسه.
هر كه برگزيند ترا بنشب خود پس اختيار كرده ترا بر نفس خود، «نشب» بفتح نون و شين با نقطه بمعنى مال و عقارست چنانكه در صحاح گفته، يا مال اصيل از ناطق و صامت چنانكه در قاموس گفته، و مراد اينست كه: هر كه مال خود را يا مال عمده از خود را بكسى بدهد داخل است در آنكه مدح شده از اختيار كننده غير خود بر نفس خود، و ظاهر اينست كه اين در وقتيست كه آن غير محتاج بآن باشد چنانكه از اخبار ديگر مستفاد مىشود، و «نشب» بمعنى افتادن در چيزى كه خلاصى از آن نباشد نيز آمده و بنا بر اين ممكن است كه معنى اين باشد كه: هر كه بر گزيند ترا باين كه خود در بلائى افتد از براى رفاهيت تو پس او داخل است در آنكه مدح شده از اختيار كننده غير خود بر نفس خود و آن مخصوص باختيار كردن در دادن مال نيست.
٩١٧٣ من ساء لفظه ساء حظه.
هر كه بد باشد لفظ او يعنى سخن او بد باشد حظ او، يعنى بهره و نصيب او.
٩١٧٤ من أطلق طرفه اجتلب حتفه.
هر كه رها كند چشم خود را بكشد مرگ خود را، مراد به «رها كردن چشم» رها كردن آنست از براى نگاههاى حرام يا نگاه كردن بزينتهاى دنيا چنانكه مكرر مذكور شد، و به «كشيدن مرگ» كشيدن هلاكت معنوى.
٩١٧٥ من أطلق لسانه أبان عن سخفه.