شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٢ - ٨٣٢٠ من شرفت همته عظمت قيمته
هر كه بد باشد عقد او يعنى نيت و قصد او شاد گرداند فقد او، يعنى ناياب شدن او يعنى شاد گرداند مردم را مرگ او.
٨٣١٥ من ساء عزمه رجع عليه سهمه.
هر كه بد باشد عزم او برگردد بر او سهم او، يعنى تير او يعنى هر تير بلائى كه در خاطر داشته باشد كه بديگرى اندازد بر گردد و بر او خورد و او خود بآن گرفتار شود.
٨٣١٦ من خالف علمه عظمت جريمته و اثمه.
هر كه مخالفت كند علم خود را بزرگ باشد جريمه او و اثم او، «جريمه» بمعنى گناهست و «إثم» نيز بهمان معنيست و تأكيدست، و مراد اينست كه بدى را كه كسى دانسته كرده باشد بزرگترست گناه او از كسى كه ندانسته كرده باشد.
٨٣١٧ من ساءت سجيته سرت منيته.
هر كه بد باشد سجيت او يعنى خوى او، شاد گرداند مردم را منيت او يعنى مرگ او.
٨٣١٨ من طالت غفلته تعجلت هلكته[١].
هر كه دراز كشد غفلت او تعجيل كند هلاك او، يعنى زود هلاك گردد بهلاكت معنوى.
٨٣١٩ من طالت فكرته حسنت بصيرته.
هر كه دراز كشد فكر او نيكو شود بينائى او.
٨٣٢٠ من شرفت همته عظمت قيمته.
هر كه بلند باشد همت او عظيم باشد قيمت او، «همت» بمعنى عزم است
[١] - در أقرب الموارد گفته:« الهلكة محركة الهلاك» و در منتهى الارب گفته:« هلكه محركة نيستى».