شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٨ - ٨٤٠٦ من كبرت همته عز مرامه
از آن بزرگترست بحسب گناه از هفتاد زنا كه همه آنها بمحرم واقع شود، و تحقيق معنى «همجنس» و تفصيل ساير شرايط حرمت ربا در كتب فقهيه مذكورست و اينجا جاى بيان آنها نيست.
٨٤٠٢ من تقرب الى الله بالطاعة أحسن له الحباء.
هر كه نزديكى جويد بخدا بفرمانبردارى او، نيكو گرداند خدا از براى او عطا را[١].
٨٤٠٣ من لزم الصمت أمن المقت.
هر كه لازم باشد خاموشى را ايمن گردد از دشمنى، يعنى از دشمنى كردن مردم با او چه اكثر آن از سخن گفتن ناشى مىشود.
٨٤٠٤ من قعد عن الفرصة أعجزه الفوت.
هر كه بنشيند از فرصت عاجز كند او را فوت، مراد اينست كه فرصت را از دست نبايد داد و در وقت فرصت هر كارى آن كار را بايد كرد و كاهلى نبايد كرد كه اگر نكند فرصت كه فوت شود عاجز شود از آن.
٨٤٠٥ من قل كلامه قلت آثامه.
هر كه كم باشد سخن گفتن او كم باشد گناهان او، چه بسيارى از گناهان بسخن گفتن ميباشد مثل غيبت و دشنام.
٨٤٠٦ من كبرت همته عز مرامه.
[١] - ترجمه شارح( ره) نسبت بكلمه« حباء» مبنى بر قرائت آن است بباء يك نقطه در زير، زيرا كلمه« حباء» بكسر حاء مهمله و فتح باء تحتانى موحده بمعنى بخشش و عطيه است، و مىتواند بود كه« حياء» بفتح حاء مهمله و ياء دو نقطه در زير باشد كه بمعنى شرم و آزرم است چنانكه در غالب نسخهها چنين است و بنا بر اين معنى اين خواهد بود كه: هر كه بخدا بوسيله فرمانبردارى تقرب جويد حق حيا و شرم را نسبت باو بجا آورده است و اين معنى ظاهرترست، فتفطن.