شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٣ - ٩١٤٢ من صحت معرفته انصرفت عن العالم الفانى نفسه و همته
آن شكر را دست آويز سؤال خود كرده است، و در بعضى نسخ «غيرك» بجاى «معروفك» نقل شده است و بنا بر اين معنى آن اينست كه: هر كه شكر كند بسوى تو غير ترا يعنى كسى كه بتو شكر غير ترا كند آن از براى اينست كه از تو نيز توقع احسان دارد و باين وسيله سؤال ميكند از تو كه احسان كنى باو.
٩١٤٠ من قبل معروفك فقد باعك عزته و مروءته.
هر كه قبول كند احسان ترا پس بتحقيق كه فروخته بتو عزت و مروت خود را از جهت طلب احسان تو، مراد به «مروت» آبرو و آدميت است يعنى تا كسى عزت و مروت خود را نفروشد زير بار قبول احسان ديگرى نمىرود پس احسان كننده نبايد احسان خود را بزرگ شمارد كه هر قدر بزرگ باشد نمىتواند با عزت و مروت سائل قبولكننده همسنگ باشد كه در مقابل سؤال از او و طلب احسان او از دست داده است و با وجود آن روا نباشد كه احسان را بزرگ شمرد هر چند كه بزرگ باشد.
٩١٤١ من قبل معروفك فقد أذل لك جلالته و عزته[١].
هر كه قبول كند احسان ترا پس بتحقيق كه ذليل و خوار كرده از براى تو بزرگى خود را و عزت خود را، يعنى خود را از جهت طلب احسان تو خوار و بىمقدار كرده و در حقيقت بمنزله آنست كه بزرگوارى خود را از جهت طلب احسان تو فروخته و بهاى آن گردانيده است چنانكه در شرح فقره سابق گذشت.
٩١٤٢ من صحت معرفته انصرفت عن العالم الفانى نفسه و همته.
هر كه صحيح باشد معرفت او برگردد از عالم فانى نفس او و همت او يعنى عزم او.
[١] - اين حديث در چاپ هند هست( رجوع شود بصفحه ٣٤١، سطر ٣) ليكن در چاپ صيدا بنظر نمىرسد( رجوع شود بصفحه ٢٢١، سطر ١١) و مكرر گفتهايم كه نسخه شارح( ره) مطابق با نسخه بوده كه در هند چاپ شده است و اين مورد نيز يكى از امارات صحت مدعاى مزبور است.