شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٢ - ٨٩٣٩ من عرف خداع الدنيا لم يغتر منها بمحالات الأحلام
هر كه علم نياموزد در كوچكى پيش نيفتد در بزرگى، مراد اينست كه كسى كه خواهد كه در بزرگى بلند مرتبه باشد و رتبه او مقدم باشد بر ديگران، بايد كه در كوچكى شروع كند در آموختن علم، تا در بزرگى عالم باشد و بلند مرتبه و مقدم گردد بر ديگران، و اگر چنين نكند يا جاهل ماند و پستى مرتبه او ظاهرست، و يا در بزرگى شروع كند بآموختن و او چنان مرتبه در علم تحصيل نكند كه بسبب آن رتبه او مقدم گردد، و بر تقديرى كه تحصيل كند قدرى از ايام بزرگى را در پستى گذرانيده، بخلاف كسى كه در كوچكى شروع كرده باشد در آن، و ممكن است كه مراد اين باشد كه: كسى كه در كوچكى علم نياموزد مقدم نگردد در علم و دانستن بر ديگران، و غرض اين باشد كه كسى كه خواهد كه در علم فائق گردد بر ديگران بايد كه در كوچكى علم بياموزد، و كسى كه در كوچكى نياموزد و در بزرگى شروع بآن كند فائق نگردد.
٨٩٣٨ من فهم مواعظ الزمان لم يسكن الى حسن الظن بالأيام.
هر كه بفهمد پندهاى روزگار را آرام نگيرد بسوى نيكوئى گمان بروزها، مراد اينست كه روزگار بزبان حال پندها مىدهد مردم را كه كسى كه بفهمد آنها را آرام نگيرد بنيكوئى گمان بآن، باعتبار اين كه گمان او بآن هرگز نيكو نشود تا اين كه آرام گيرد بآن، زيرا كه آن همه تغيرات و تبدلات كه نسبت بهمه طوايف انام در آن واقع شده و مىشود هر يك موعظه و پنديست باين كه آن را قرار و استقرارى نباشد و با هر كه موافقت كند چند روزى بيش نيست و بزودى از او برگردد پس هر كه بفهمد آنها را هر چند روزگار بر وفق مرام او باشد گمان او بآن نيكو نشود و بآن آرام نگيرد، زيرا كه داند كه آن را بقا و ثباتى نباشد پس فريب آن نخورد و بآن مغرور نشود.
٨٩٣٩ من عرف خداع الدنيا لم يغتر منها بمحالات الأحلام.