شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٧ - ٧٨٥٥ من عرف نفسه جاهدها
صاحبان همت بلندست بر غم و اندوه زياد و اين كه آن بى اين نمىشود پس هر كه آنرا داشته باشد بايد كه اين را بر خود بگذارد و اين بر او گوارا باشد.
٧٨٥١ من احب شيئا لهج بذكره.
هر كه دوست دارد چيزى را حريص مىشود بذكر آن، غرض تحريص مؤمنانست بر ذكر خدا و ياد او تعالى شأنه، يا بيان عذريست از براى كسى كه پر ذكر چيزى مىكرده باشد كه آنرا دوست دارد باين كه آدمى مجبولست بر حريص بودن بر ذكر چيزى كه آن را دوست داشته باشد.
٧٨٥٢ من كثر حرصه ذل قدره.
هر كه بسيار باشد حرص او خوار شود قدر او.
٧٨٥٣ من اطاع نفسه قتلها.
هر كه فرمانبردارى كند نفس خود را بكشد او را، يعنى در هلاكت اندازد.
٧٨٥٤ من عصى نفسه وصلها.
هر كه نافرمانى كند نفس خود را احسان كند باو وصله او را بجا آورد.
٧٨٥٥ من عرف نفسه جاهدها.
هر كه بشناسد نفس خود را جهاد كند با آن، زيرا كه هر كه نفس خود را بشناسد صفات و اخلاق ذميمه آن را و ميل آن را بخواهشها و هوسهاى باطل ميداند پس جهاد ميكند از براى ازاله آنها و واداشتن آن بر اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى، بخلاف كسى كه نشناسد آن را كه آن آگاه نمىشود بر آنها پس وا مىگذارد نفس خود را و آن باقى مىماند در آن اخلاق نكوهيده و در فرمان هوسها و خواهشهاى خود باشد
چنانكه فرموده: